X
تبلیغات
الی گشت
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

جمعه 21 فروردین‌ماه سال 1394 05:25 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 3 نظر چاپ

السلام علیک یا فاطمة الزهرا

تو زن تو مادر تو همسر، ارزشت گره خورده به وجود زهرای اطهر، زندگیت به نور زهرایی، روشن

مادرهای شهدا همیشه دسته گل به آب می دهند، گاهی به نیل، گاهی به علقمه،گاهی به اروند و کارون،به یادشان روزشان مبارک 


------------------------------

فصل الخطابی آقا.....

www.sher-agha.blogfa.com

فصل الخطاب رو در مورد مسائل هسته فرمودید آقا

ای رهبر آزاده و نستوه، بر عهد خود استاده ایم چون کوه،باشد الهی عمرتان چون نوح

تو یادگار جبهه های عشق و ایثاری/ بر انقلاب و نهضت ما تو علمداری

با معرفت یار توایم، مشتاق دیدار توایم، در فتنه عمار توایم

ما یاورت هستیم، خاک درت هستیم

«سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا»

ای نائب المهدی گل زهرا، دشمنت شدیم بر دشمنت مولا

فصل الخطاب است گفته ات آقا

روز نه دی بهر ما روز بصیرت شد، تجدید میثاق یه امت با ولایت شد

بر جان و مال ما ولی، با دیدنت دل منجلی، آقای ما سیدعلی

بر دشمنت لعنت، بر یاورت رحمت

«سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا»

سیمای تو عشق جوانان است، جانت به والله جان ایران است،عطر تنت بوی شهیدان است

از ظلمت شب سوی تو ماه خراسانی، پر می زنیم و می شویم آیات قرآنی

با خنده ات محشر کنی، آقا اگر لب تر کنی، گر تو هوای سر کنی

خنجر به این حنجر من می زنم رهبر

«سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا»


------------------------------

و اما اندر حکایتهای تلخ هسته ای


روز 5 شنبه یعنی شب 20 فروردین که روز ملی هسته ایست، علیرضا قزوه مرد دیروز جبهه ها و دلواپس امروزها سرود:


می شد با یک مشت گوجه فرنگی لهیده در دست
با چند سنگ و چند تخم مرغ بدبو
به استقبال مردی رفت که آمد و رفت
مردی که سه شنبه های مرا غمگین کرد
می خواستم قی کنم بر فرش قرمز دیپلماسی
که پهن شد به خاطر اردوغان 
تنها به خیابان زدمدر اعتراض تک نفره
پیاده راه افتادم به سمت خیابان
و فکر می کردم به روز قدس
به بیست و دوم بهمن و فکر می کنم
به شرم الشیخ تا ژنوو لوزان
و فکر می کنم به اسلام که پر شده است از زخم و بمباران 
از کمربندهای انفجار اسرائیلی و سعودی
از سوسمار و اف شانزده از قرص آرام بخش و خیانت
و فکر می کردم به  اردوغان و شاه قطر 
به سرنوشت مصر و محمد المرسی به  السیسی
که حس می کند کسیست که می تواند خطابه بخواند
و نقش جمال عبدالناصر را بازی کند!
و فکر می کنم که شمر تعزیه
لباس سبز اتقیا را دزدیده است
حال آن که او گماشته ی چاقو است
و فکر می کنماصلا چه اتفاق می افتاد در جهان عرب؟
در اسلام در مکه و مدینه و استانبول
اگر کسی به نام ملک سلمان در ریاض نبود
اگر پاچه ورمالیده ای به نام اردوغان اصلا وجود نداشت
چه اتفاق می افتاد در جهان اگر سر در شورای سازمان ملل
بالای یک میخانه بود یا یک فاحشه خانه
که در آن توله های ملک عزیز می لولند
کاش یکی از گارسون ها بودم در هتلی در لوزان
و می زدم زیر همه چیز از شرم الشیخ تا لوزان و تا ژنو
انگشتم را می گذاشتم بر ماشه های گوجه فرنگی های له شده
و شلیک می کردم به صورت کلاغی به نام اردوغان
به مخرج ملک سلمان مرده و سیسی گازدار
به صورت خلیفه ای به نام منصور هادی
و پرت می کردم به چشم پنج بعلاوه ی یک
و این منم هنوز حنظله ای به نام شعر
گنجشکی در لباس احرام
مخالف قورباغه هایی که هر روز
در صدر اخبار جهان نق می زنند
در الجزیره و بی بی سی
خرخاکیان و سوسک های وطن فروش
که فارسی را به لهجه ی پاریسی پارس می کنند
قلم به مزدهایی که تحلیل سیاسی می کنند
در من و تو ی گوگوش در صدای امریکا
جاسوس هایی با ریش های حنایی
در انگلستان و شانزه لیزه که در حدیث های تحریف
دنبال اتهام تازه می گردند برای فاطمه (س) و علی(ع)!
و فکر کرده اند که تهران جایی برای مسجد ضرار وهابی هاست!
و آخرین رفراندم شان تا هنوز همان سقیفه است!
طوفان قاطع! بادی بدبو که ول شده است
از معده ی گشاد ملک وهابی!
یمن...
صدای ناگهان بلال بوی خوش اویس قرن
و انصارالله خارچشم امپراطوری عثمانی
برادران مالک اشتر عمار یاسر علی(ع)
باران ناگهان خداوند...
در چارشنبه های آخر سال
ده هزار کیلو اورانیوم غنی شده را آتش زدند
تا از رویش بپرند
جان کری خانوم شرمن آقای فابیوس
به شرط آن که چهارشنبه سوری را
به رسمیت بشناسند!
سلام و عرض ادب به بز به سال بز!
ای کاش ماهواره ها و دیپلماسی نبود
ما در غار می زیستیم و در امان بودیم
از  سرطان و نطق پریزیدنت ها
از شاخ و شانه کشیدن های بزمچه ها باختیم،
همان شبی که به گرگ ها دست دادیم باختیم
نه با کم و زیادی سانتریفیوژها
با خنده ها و مغازله ها و لبخندپرانی ها باختیم
وقتی که از یمن نگفتیم و دشمن ما
از اسرائیل گفت نه طعنه نیست
بگو بنوازند بگو به خیابان بریزند
حتی تمام مرغ ها و خروس ها
تمام بوقلمون ها و غازها
به اردوغان خوشامد بگویند
بگو به خانه بیایند با بفرما شام 
با تریپ خفن فراک و به لهجه ی امریکایی
با تریپ من و تو و  بی بی سی و وی او آ
و دور بریزیم شبکه ی افق را و باران را!
شاید اگر سپاه نبود موشک های بالستیک را
با رقص های باله عوض می کردند!
تمام شد و رفت فروختیم پول نقد را به تخفیف تحریمی!
دماوند را به جقجقه ای کوکی!
فردو و فردوسی را به قطعنامه ای
عجب زنده کردی زبان انگلیسی و  پاریسی را...
شما فروختید باران های موسمی را
به آبنبات و قیچی و ناخن گیر! ستاره را 
نگاه  نگران شهید آوینی را  به یک بسته آدامس خارجی !
شما فروختید اشک های آرمیتا و علی رضا رابه روبانی بنفش
 ما در ژنو سی و پنج بر هیچ باختیم
حتی خیال کنید سه بر یک
مثل بازی سوئد با ما
یا سیصد بر یک
چه فرق می کند وقتی در منطق شما
یک بزرگتر از سیصد است!
حالا ما مانده ایم عقابانی در جعبه های کبریت!
باید از بیست درصد آگاهی خود هفده درصد را دور بریزیم!
باید به انتظار پوست تخم مرغ اسرائیلی بنشینیم
تا سوخت هسته ای ما از تل حبیب برسد لابد...
حبیبی آه حبیبی!
شما را به پوست هندوانه ی اتمی بشارت می دهم
حبیبی آه حبیبی!
اجر شما با شرکت حاج حسین سوهانی و ظریف
حبیبی آه حبیبی!
مگر که بود دلواپس نخست؟
غیر از امام خمینی!
مگر دلواپسان عشق که بودند؟ غیر از شهیدان؟
حالا چرا دلواپسی فحش می شود؟
و می نشیند در دهان مفتی و 
می نشیند بر دهان  جماعت انیستیتو گوگوش!     
و ما یادمان می رود که نام شهیدان هسته ای چه بود؟
و ما فقط به کلیدهای شکسته فکر می کنیم
در پشت درهای باز! و ما فقط به تویتر فکر می کنیم
به فیس بوک و اینیستاگرام
و یادمان رفته ست هنوز روح الله عظیم ترین نام است
و نام این چند وزیر خارجه و این چند دور و بری هایش از یاد می روند
بعد از کشیدن این همه هورا برای فتحعلی شاه قاجار!
ظهور یک حسن علی منصور! حراج عشق و پپسی
دوباره قطعنامه ی پانصد و نود و هشت
دوباره کشتی ها را بار کردند
اراک و فردو و باران را با هم برادران معمرالقذافی!
و بار کشتی تان کنید قبر شهید شهریاری را...
و بار کشتی تان کنید پاهای قطع شده را... و بار کشتی تان کنید
شعر را و انقلاب خمینی را؟ و بار کشتی تان کنید 
دلواپسان زخم خورده ی این انقلاب را
و پر کنید انبارهاتان را  از پس مانده های بی خیالی و بشکن بشکن
و یادتان باشد این ها صاحب دارند
و قهوه های فرانسوی ژنو شکلات های انگلیسی لوزان
قیمت نان سنگک را پایین نمی کشند
دارد چرخ مردم ما می چرخد دارد چرخ های پورشه ها می چرخند
در سال همزبانی و همدلی!
سکوت نمی کنم در برابر این همه ترکمان چای
این همه ترکمان قهوه و نسکافه
تنها به خیابان می زنم
با گوجه فرنگی های له شده
و می کوبم به صورت اردوغانها به صورت روزنامه های سازشکار
به صورت آقاخان های نوری و امیرکبیرهای قلابی...
و این منم هنوز حنظله ای به نام شعر
و آمده ام دوباره بوق بزنم که:  آی ی ی مردم!
مواظب  باشید می خواهند با چند آب نبات قیچی 
کدخدا را خدا کنند و شیطان را برای همیشه با خدا آشتی بدهند!


لطفا جهت نظر دان به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید






غنی سازی تعطیله به بابای شهیدم بگید برگرده

شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1394 05:16 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 7 نظر چاپ

لبیک سیدعلی



حالا که غنی سازی تعطیله به بابام بگید برگرده






آمریکاییها به دنبال توافق خوبی که امنیت اسرائیل راتامین کند، ما به دنبال توافق به هر قیمتی!


کری: توافق بر مبنای تعهدات نخواهد بود، بلکه بر مبنای مدارک و شواهد خواهد بود. ۱۸:۵۶ gmt کری: سوخت مصرف شده در رآکتور اراک تا آخر عمر آن به خارج فرستاده میشود و ایران تا ۱۵ سال آینده رآکتور آب سنگین دیگری نمی سازد ۱۸:۵۶ gmt اولاند رئیس جمهور فرانسه در بیانیه ای هشدار داد در صورتی که توافق به اجرا در نیاید تحریم ها علیه ایران دو باره وضع خواهد شد ۱۸:۵۵ gmt کری: بازرس‌ها حتی به تاسیسات ساخت سانتریفوژها نیز دسترسی خواهند داشت ۱۸:۵۴ gmt کری: ایران موافقت کرده که همه سوخت مصرف‌شده راکتور اراک را به خارج از ایران بفرستد ۱۸:۵۳ gmt کری: توافق کردیم که تمام فعالیت‌های غنی‌سازی فردو متوقف شود ۱۸:۵۲ gmt کری: توافق کردیم که تنها در نطنز اورانیوم غنی سازی شود ۱۸:۵۲ gmt کری: این تفاهم سیاسی با جزئیاتی که به آن رسیده ایم زمینه ای برای دست یافتن به یک توافق خوب است ۱۸:۵۰ gmt کری: تفاهم سیاسی که به آن رسیدیم مبنای توافقی خواهد بود که ایران ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را کاهش می‌دهد. ۱۸:۵۰ gmt کری: ما حاضر به پذیرش هر توافقی نیستیم و تنها یک توافق خوب را می پذیریم ۹:۱۱ gmt کری از ایران خواست شهروندان آمریکایی زندانی در این کشور را آزاد کند ۱۹:۰۱ gmt کری می‌گوید آمریکا به تعهدات خود در زمینه امنیت اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس پایبند است. ۱۹:۰۰ gmt کری: جزئیات دقیق بازطراحی و اجرای تعهدات همچنان باید مورد مذاکره و تواتق قرار بگیرد. امتیازات داده شده انقدر زیاد هست که تمامی ندارند.



سلام.

مدتهای مدیدیست که بطرز فاجعه باری گرفتارم و ماه هاست که نتونستم به وبلاگم سر بزنم. الانم به شدت بیمارم و با حال نزارم دارم می نویسم انقدر از دسته گل آب دادنهای تیم مذاکره هسته ای در درد و رنجم که حال وخیم خودمو از یاد بردم .....به قول سعدی من از بینوایی نیم روی زرد غم هسته ای (بینوایان) رخم زرد کرد....


اینایی که می نویسم ملغمه ایست از حرفهای خودم + نوشته های دوستی در لاین. تو شبکه های اج نیستم اما دوستان زحمت میکشن و خبرها رو میدن.


اگه گول حرفهای عوام فریبانه ظریف و عراقچی و چندنفر مجیزگو رو خوردی دوست عزیز، بهت میگم حرفهای ظریف رو فقط یه آدم ناآگاه بی اطلاع و یا یک معاند باور می کنه والسلام. بحث هسته ای انقدر پیچ و خم داره که اگه ندونی متوجه نمیشی که 6 هزار سانتریفیوژی که مدام میگن فعال خواهد بود به هیچ دردی نمیخوره حتی به درد اموات تیم مذاکره کننده. متوجه نمیشی که غنی سازی زیر 5% یعنی کشک هم نه بلکه خواب کشک....خواب مک زدن کشک در حد لاستیک، سفت و بسیار شور که زبونتو سوراخ کنه.

 

به خدا قسم ما همدلیم و همزبانیم دشمن نیستیم اما دلواپسیم .... دلواپسی که آقا فرمودن جرم نیست و انتقاد لازمه ..... دلواپیسم دلواپیسم دلواپسیم نگرانیم می لرزیم گرچه وقتی می لرزیم شیخ حسن به جهنم گسیلمان می دارد ....گرچه وقتی خون دل امنیت و ارزشها را می خوریم بنام ترین اساتیدمان را بیسواد خطاب می کنند.... گرچه وقتی با شجاعت عاشورایی کشورمان را از دهان گرگها بیرون کشیده ایم شیخ حسن بزدل خطابمان کرد ....

 

مقدمه بود که گفتم.... از اینجا شروع کنم:تیم مذاکره کننده شامل: ظریف، عراقچی، تخت روانچی، صالحی



حواسمون باشه در مورد چیزای به این مهمی سطحی نگاه نکنیم و فقط ظاهر ماجرا و اون چیزی که هدف ظریف و تیم هست رو باور نکنیم. اصل قضیه رو بدونیم...آقا فرمودن توافق یک مرحله ای باشه و تحریم ها همه یکجا باید برداشته بشه اما تیم مذاکره کننده ما چه کرد؟ توافق رو 2 مرحله ای کرد و مقدار تحریمهایی که قراره برداشته شه(اگر برداشته شه) در یک بازه زمانی ده ساله است...


 

ظریف اومد اسم کار رو گذاشت: بیانیه مطبوعاتی. اسم توافق رو هم گذاشت "برنامه اقدام مشترک" و بعد هم "برجام". متن توافق رو منتشر کرده در عین حال میگه بعضی بندها محرمانه است!!!! فعلا نمی تونیم بگیم...!!!! این تیم حتی به کمیسیون امنیت ملی مجلس هم نمیگه تو مذاکرات چی میگذره. آقای نبویان نماینده مجلس که پیگیر این مسئله است و از قضا براش دادگاه و دردسر هم درست کردن تو دانشگاه تهران اسفند ماه برنامه داشت(البته از دست مسئولین دررفته بود و لغو نکرده بودن برنامه رو چون همه جا برنامه های ایشون لغو میشه) می گفت ظریف گفته استیضاح هم بکنید نمیگم تو مذاکرات چی میگذره و ...

هر دو طرف خانم موگرینی که به جای اشتون اومده و ظریف بیانیه پایانی رو می خونن اما 2 بیانیه متفاوتند . موگرینی میگه بعضی تحریم های اتحادیه اروپا برداشته میشه، ظریف میگه همه تحریم های هسته ای برداشته میشه، آقا می فرمایند همه تحریم ها باید برداشته بشه.... یک کلمه یا حتی یک حرف لاتین با هوشمندی طرف مقابل میتونه کلی به ضرر ما تموم بشه که دفعه پیش این اتفاق تو ژنو افتاد توضیحاتشو آقای نبویان داره و معلوم شده بود تیم ما حتی گاهی متنها رو مطالعه هم نمیکنند در جواب نبویان گفته بودن آهان اون s  رو میگی؟ کو؟ اشتباه تایپیه!!! اشتباه تایپی!!!

چرا عبرت نمی گیریم؟ چرا تاریخ رو فراموش می کنیم؟ این همون بلاییه که آمریکاییها در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی سرمون آوردن، تیم مذاکره ما بهزاد نبوی خائن بود که بعدها هم کلی خیانت کرد و آگاهین میدونن اگر روزی به جرایم این موجود رسیدگی بشه اعدام کمه براش. انقدر سفیهانه عمل کرده بودن که ما گروگانها رو دادیم بدون اینکه اموال غصب شده ملتمون توسط آمریکا رو پس بگیریم در حالی که شرط جمهوری اسلامی برای آزادی گروگانها برگشت و آزادی دارایی های ایران بود. تیم ایرانی متنها رو درست مطالعه نکرده بود و با یک کلمه یا حرف همه چیز تمام ....همون بلا تو ژنو تکرار شد. ترجمه ظریف با حرفهای موگرینی تفاوت داشت بعضی ها خدایا از چی دفاع میکنند؟ ما که بی سوادیم اما فراوان باسوادهایی که انگلیسی خوب بلدند....اینجاست که میفهمیم حرف راست رو از دشمن باید بشنویم نه از تیم خودمون. تمام متنهایی که آقای نبویان و بقیه روش کار میکنن از سایتهای برادران آمریکا و اسرائیل استخراج میشه و برادران وطنی خودمون که نم پس نمیدن....

اصلا دوستان نگران نباشید چون ما تو ژنو همه چیزو به باد دادیم و لوزان و شهرهای تفریحی و آرام سویس همش بازیه و وقت تلف کنی و اتلاف هزینه....

دکتر فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در دانشگاه تهران میگفت قدرت یعنی اینکه طرف رو بکشونی بیاد اینجا نه اینکه هرجا اونا تو غرب تعیین میکنن ما میریم. در دوره آقای احمدی نژاد ما وادارشون کردیم به بغداد ناامنی که ازش در هراسند بیان ما برنامه ها رو در تاجیکستان و ...برگزار می کردیم یعنی شرق و پایان آقایی غرب.... 



اوباما بلافاصله بعد از ظریف صحبت کرد من که به خدا قسم رفتم زیر زمین اگه غیرت داری و نرفتی زیر زمین به خودت شک کن... اوباما خوردمون کرد توهین کرد بهمون ... کی این دشمنان اسلام جرأت داشتن با ما اینجوری حرف بزنن؟ انقدر واضح؟

اوباما گفت نتانیاهو از این توافقات راضیست. یک‌سال قبل با توافقی توانستیم گامی برای متوقف کردن پیشرفت برنامه‌ی هسته‌ ای ایران برداریم. دقیقا همانطوری که هدف‌مان بود به نتیجه رسیدیم. ما امروز پس از ماه‌ها دیپلماسی اصولی به چارچوب توافق دست یافتیم و این توافق خوبیست. ایران دیگر نمی‌تواند پلوتونیومی برای فعالیت هسته‌ ای تولید کند. ایران دیگر راکتور آب سنگین نخواهد داشت. این توافق جلوی غنی‌سازی را خواهد گرفت و تا دو سوم آن را کاهش می‌دهد.

اوباما گفت فقط تحریمهای هسته ای برداشته میشه و تحریمهای حقوق بشر و موشکهای بالستیک و حمایت ایران از تروریسم(حزب الله، حماس، جنبش مردمی انصارالله یمن، بشار اسد و سوریه) باقیست. یعنی اینکه مثلا تحریمهای بانکی که بخاطر مسائل هسته ایه برداشته میشه(حواسمون باشه آقا فرمودن اعتمادی به دشمن نیست) ولی آمریکا فردا میتونه مجددا تحریمهای بانکی رو وضع کنه مثلا بخاطر عدم رعایت حقوق همجنس بازان یا مسئله اعدام و قصاص در ایران و ..

 

حرفهای اوباما با ظریف متفاوت بود تروریست خطابمون کرد .... و ....


 

جدیدا برای آقایان نبویان و رسایی که زبان حق گویشان بسیار روان است از طرف دولت علیه ما، پرونده سازی شده که من بعد زبان به کام بگیرند و دم برنیاورند وگرنه با کلید شیخ حسن دهانشان را قفل می کنند...مگر همین دولت علیه فخیمه کلیددار نبود که پدر شهید احمدی روشن را اخلالگر نامیدند چون اعتراض کرده بود که چرا دستاوردهای هسته ای پسر شهیدم و همکارانش را به باد دادید.... کلاً ماها بی ثوات و عخلالگر و  بُضدل و طرثو و طاظه په دوران رصیده.....هستیم.


 

تیم مذاکره کننده ما به سراب می رود....اگر هسته ای حل شود(اگر حل شود) پرونده حقوق بشرمان باز است و بعد پرونده توان دفاعی.... این آقایان در ژنو راجع به مسائل دفاعی و موشکهای بالستیک که در دست سپاه است هم به دشمن قولهایی داده بودند .... وای بر اینها ....پرونده حامی تروریسم بودنمان و ...همه باز است ....این همان ظریفیست که گفت آمریکا قادره با یه بمب نابودمون کنه... شرم بر چنین اظهاراتی... و این در حالیست که دنیا از سرلشگر قاسم سلیمانی ما و بچه های حزب الله ما که نه فقط تو ایران بلکه تو دنیای اسلام تربیت کردیم حساب میبره و دشمن حسابی ازشون می ترسه. سرلشگر قاسم سلیمانی ما نامه به اوباما می نویسه و تمام نقاط حساس آمریکا رو با نقشه نشون میده و اینکه ما قادریم همه اونا رو از بین ببریم اگه خیالات برتون داره ....ظریف دیپلمات آیا نمیدونه در ادبیات سیاسی به این قضیه میگن قدرت بازدارندگی؟ و اونوقت میگه آمریکا قادره با یه بمب نابودمون کنه؟ شرم باد شرم باد .... شیخ حسن هم در افتخار به چنین شاگرد نابغه ای در جمع خانواده های شهدا گفت با اتکا به خون فرزندان شما الان تیم هسته ای ما داره جهاد میکنه اینهم جهاده و ادامه راه شهدا و فرزندان شماست..... شرم باد شرم باد  

 


ما دلسوزان و بی ثواتان و طرثو و بزدلها و جحنمیها که هیچ ... چقدر خون به دل رزمندگانی که شاهد جبهه ها بوده اند و مادران و خانواده های شهدا کرد این ظریف ... با شیطان روی فرش قرمزی از خون شهیدان همگام می شوند و لبخند نثار میکنند و دلواپسان این امانت الهی را بزدل می خوانند این معتدلان امیدوار به تدبیر ابلیس....کری و غرب و ...اینا کیان؟ همونهایی که داعش رو بوجود آورده و حمایت میکنن. دیدید؟ جوی خون درست میکنن از خون مسلمانها؟ چطوری سر میبرن؟ مگه آقا نفرمودن باید دید داعش رو کی بوجود آورده؟ الان دارن تماشا میکنن و تجهیزش میکنن.... اینها جنایتکارانی هستند که تا فرق که نه بلکه تا آسمان خدا در خون انسانهای بیگناه غرقند با اینها قدم میزنه و خوش و بش میکنه ظریف و نیش مبارک همیشه بازه .... وای خدایا غیرت غیرت غیرت شرم باد....



اینها دلواپسیهای ماست که اگر بصیرت داشته باشید همدلی و همزبانی را چماق نمیکنید بر سرمان . خودمان خوب می فهمیم آقا چه فرموده اند .... ما دلواپیسم و میلرزیم و میدانیم که جایگاهمان جهنم است....


 

راست میگن؟ دکتر جلیلی رو بیارن دکتر فریدون عباسی رو بیارن....که چم و خم راه ها رو بلدن...چند استاد بی ثوات(بی سواد) دانشگاه رو بیارن که اهل مجیزگویی نیستند ببینن اونا چی میگن نه اینکه صداوسیما رو تحت فشار بذارن و چندنفر مجیزگو یا قصه گو و خنثی مثل بروجردی رو بیارن....



نکته خیلی مهم مذاکرات می دونید کجاست؟ قاضی پرونده ... میدونید قاضی کیه؟ شورای امنیت سازمان ملل.... یعنی چی؟ یعنی به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دُمم..... یعنی اینکه اگر ایران از نقض توافق توسط آمریکا به شورای امنیت شکایت کرد و احیانا پذیرفته شد چون آمریکا و انگلیس حق وتو دارند حق مارو وتو خواهند کرد ....بابا بی خیال ول معطلیم ...



اینو خود ظریف گفت که غنی سازی زیر 5%. غنی سازی می دونی چیه؟ غنی سازی 20%؟ همونی که براش 5 تا شهید دادیم 4 دانشمند و یک راننده. همون که عصاره علم هسته ایه و دانشمندان شهیدمون شبانه روزها براش تلاش کرده بودن. صالحی گفت نیازی به غنی سازی 20% نداریم!! پدر شهید احمدی روشن گفت چرا دروغ میگید اگه نیاز نداشتیم چرا براش 5 تا شهید دادیم؟؟؟؟؟؟ بهش گفتن اخلالگر....


حضرت آقا در 16 تیر 93 فرمودند: طرف مقابل به مرگ گرفته که به تب راضى شوید. هدف آنها این است که جمهورى اسلامى را در باب ظرفیّت غنى‌سازى مثلاً - که یکى از مسائل است - به ده هزار سو راضى کنند، منتها از پانصد سو و هزار سو شروع کرده‌اند، که حدود ده هزار سو مثلاً محصول حدود ده هزار سانتریفیوژ - همین قدیمى‌هایى که از قبل داشتیم و داریم - است. هدف آنها این است.




پدر شهید رضا قشقایی راننده شهید احمدی روشن رو همون زمانهای شهادت دیده بودم. چند وقت بعدش سر مزار پسرش در شاه عبدالعظیم ع دیدمش به خدا نشناختمش به شدت شکسته و تغییر کرده بود گرچه سنش بالا بود اما واقعا یک شبه پیر شدنش رو میشد دید، قبل از عید رفته بودم شاه عبدالعظیم ع و سر مزار شهید قشقایی.... خشک شدم یکدفعه ....ای دل غافل حاج حسین قشقایی تو بهمن 93 پرکشیده بود ....و تو همون قبر پسرش آرام گرفته بود ....پیرمرد دق کرد تاب نیاورد ....خدا رحمتش کنه .... کدوممون متوجه شدیم؟ این پدر شهید اقتدار و عظمت کشورمون بود .... این طرف، تیم مذاکره ما با قاتلان شهیدش قدم میزد در آرامش ....



هدیه بهم میدن تو مذاکرات سر پدربزرگ مادربزرگ شدنهاشون. وسط جلسه با کمیسیون امنیت ملی مجلس به جای پاسخگو بون به سوالات نماینده، داد میزنن خبر خبر وندی شرمن مادربزرگ شد!!! صالحی هم هدیه میگیره از وزیر انرژی آمریکا بابت پدربزرگ شدنش.... بابا بی خیال همه چی.. رفیق فابریک شدیم با عاملان اصلی سربریدن انسانها . وندی شرمن گفت انقدر صمیمی هستیم با تیم ایرانی که اسم کوچیک همو صدا میکنیم....... لابد میگن جواد جون عباس جون جان جون وندی جون..my dear 



نمایندگان دلسوز مجلس از جمله آقای نبویان میگن نمیشه ظریف رو استیضاح کرد اینها منتظر همینند که بگن آی مردم ما داشتیم تحریمها رو بر میداشتیم اینا نذاشتن


 

دوست من کمی تعمق کن تعمق .... أین عمار ...... ؟ أین عمار ... میدونی عمار کیه؟ عمار یعنی وظیفه عماری داشتن یعنی آگاه کردن... کاری که عمار میکنه امام نمی کنه، وظیفه ها فرق داره، کار عمار رو حضرت علی ع انجام نمیده ....أین عمار یادته آقا فرمودن؟ پس نگو چرا آقا چیزی نمیگه چرا خطیب نمازجمعه حمایت میکنه چرا و چرا و چرا؟ عمار یعنی سرباز در میدان که وظیفه آگاهی بخشی داره و غبارها رو از درست و نادرست میگیره ... آقا پدر امته پدری که پدرانه پدری میکنه این پدر سربازانی داره که باید عماری کنند و افسران جنگ نرم باشند در هر مسئله ای ....  وظیفه خیلی از دست اندکاران نظام و آقا حمایت هست و کاملا منطقی و درست، دفاع با حمایت فرق داره، آقا حمایت می کنند یعنی پشتشون هستند و همیشه همینطوره اما هرگز از خطاهاشون دفاع نمی کنند و بارها مراتب رو تذکر میدن مگه نمیگن تحریمها یکجا برداشته بشه؟ به مذاکرت خوشبین نیستم....و .... ؟ در پاسخ نامه روحانی در جریان ژنو هم آقا فرمودن در آنچه مرقوم فرموده اید موفقید نه اینکه بگن موفق بودید.... فکر کنید یه مسئول رده بالای نظام از تریبون رسانه عمومی بخواد حقایق تیم مذاکره رو رو کنه چی میشه؟ مملکت بهم نمی ریزه؟ دشمنی و شکاف بین دولت و رهبری و سازمانهای نظام بوجود نمیاد؟ شیرازه امور از کنترل خارج نمیشه؟ پس تورخدا فکر کن و بچه گانه حرف نزن ....

 


گفتن بعضی نادانها در این شبکه های اج که مصطفی احمدی روشن کاره ای نبود مدیر بازرگانی نظنز بود .....      به خدا دشمن خوبه دشمن خوبه دشمن خوبه ....دشمن نخبه است میدونه چیکار میکنه و رو کی تمرکز میکنه و برای ترورش چند سال وقت میذاره مبارزه میکنه اونوقت احمقها میگن احمدی روشن کسی نبود .... 



تازه قراره با دستگاههای مدرن تری وارسیمون کنن از این به بعد .... همش داریم وا میدیم .... دولت وادادگان... بازم میگم دوستان نگران نباشید این داغ تازه نیست حاصل توافق ژنو هست. نبویان : بنده به آقای عراقچی و ظریف گفتم چرا می‌گویید که ایران حق غنی‌سازی بدست آورده در حالیکه این توافق فقط یک برنامه غنی‌سازی برای ما در نظر گرفته که از ناحیه دو طرف یعنی ایران و آمریکاست و طبق آن به آمریکا تعهد داده‌اند که آمریکا باید رضایت دهد که آیا ایران نیاز عملی به غنی‌سازی دارد یا خیر. آقای عراقچی نیز گفت که بنده هم قبول دارم که ۲۰درصد را داده‌ایم اما آنها پذیرفتند که ما غنی‌سازی ۵درصد را داشته باشیم؛ من به او گفتم کجای این توافق چنین چیزی بوده که ما حتی نیم درصد هم غنی‌سازی داشته باشیم، شما حتی به آمریکا تعهد داده‌اید که مکان غنی‌سازی و زمان غنی‌سازی را هم آمریکا باید تعیین کند؛ آن وقت رئیس‌جمهور می‌گوید با این توافق ژنو قدرت‌های بزرگ به زانو درآمدند و تسلیم شدند.

 

عراقچی تو برنامه تلویزیونی فقط با کلمات بازی کرد، گفتن فردو تعطیل نمیشه، آخه فردویی که قرار نیست تولیدی داشته باشه و غنی سازی کنه، فعالیتش یعنی چی؟ برقش روشنه و درش باز؟ یه ضرب المثل هست که میگه دیگی که برای من نمی جوشه میخوام سر سگ توش بجوشه.... دیگه تحریم هسته ای باشه یا نباشه فرقی هم میکنه؟ سانتریفیوژهاش باقی می مونه یا انبار میشه، به قول دوستی که گفت ماشیناشم منفجر کنید تا اعتمادسازی تکمیل شه و اوباما و نتانیاهو دیگه کابوس هسته ای نبینند. اونی باید اعتمادسازی کنه که جرم کرده ما چه جرم هسته ای کرده بودیم که اینطوری باید نگرانیهای دشمنان اسلام رو رفع کنیم؟ عراقچی گفت آب سنگین اراک تولید پلوتونیم داره که اونا واهمه دارن چون بمب از این ماده ساخته میشه و ما فلان فلان کردیم تا اونا خاطر جمع باشن که بمب نمی سازیم.... آب سنگین برای درمان بیماریها لازمه و همچنین خنک کردن رآکتورها..... رآکتورهامون که دیگه تولیدی ندارن آب سنگین دیگه به چه کارمون میاد...با تغییر کاربری و بازطراحی راکتور اراک، این راکتور در عمل کارآییشو از دست میده. موضوع حفظ ماهیت راکتور آب سنگین اراک و عدم تغییر  آن یکی از خطوط قرمزی بوده که آقا قبل از مذاکرات وین ۴ در خرداد ۹۳ مطرح کردند و یکی از علل به نتیجه نرسیدن مذاکرات وین ۴ که آمریکایی ها اصرار به بازطراحی و قلب ماهیت راکتور آب سنگین اراک داشتند. قبل از وین ۴ ظریف در اسفند ۹۲ با تاکید بر اینکه حفظ راکتور اراک خط قرمز ماست گفته بود ما بدنبال تعطیل کردن اراک نیستم، ما به‌دنبال برچیدن آن نیستیم، این خط قرمز ماست، اما به نگرانی‌های برخی طرف‌ها در مورد اشاعه تسلیحات هسته‌ای خواهیم پرداخت. فقط باید گفت خجالت بکش آقای عراقچی که حرف از بمب هسته ای میزنی. دکتر فریدون عباسی میگه ما هرگز بدنبال تولید پلوتونیم نبودیم. 



علم هسته ای علاوه بر بالا بردن ضریب قدرت سیاسی، علمیه که بهش نیاز داریم همه کشورها نیاز دارن غربیها همشون چندین نیروگاه دارن نیاز داریم برای فردایی که نفت نداریم نیاز داریم برای تصفیه آب نیاز داریم برای رادیوداروها و کاربردهای حیاتی دیگه ....



چشم انداز بیست ساله تنظیم شد. آیا میدانید که یکی از این چشم اندازها این است که ایران تا سال ۱۴۰۴ بیست هزار مگا وات برق هسته ای پاک تولید کند؟ آیا میدانید اگر تاسیسات فعلی غنی سازی ما با تمام ظرفیت فعلی قبل ازتوافق کار کند چقدر از سوخت هسته ای تنها ۱۰۰۰مگاواتی بوشهر را تامین کند؟ شاید باور نکنید. اما بدانید تنها ۱۰درصد !!!!!!!...یعنی دوست عزیز اگر ما با تمام ظرفیت فعلی غنی سازی کنیم فقط یک صدم نیاز آینده را جوابگو هستیم. حالا میخواهیم برای مدت ۱۰-۱۵سال این ظرفیت را نیز کاهش چشمگیر دهیم....البته ان شاءالله که غربیها مثل همیشه به تمام تعهداتشون پایبند بودن این دفعه هم پایبند بمونن و بعد از ۲۰ الی ۲۵ سال دیگه که تمام دنیا تا اون موقع سالهاست که از انرژی فسیلی راحت شدن ما هم بتونیم سوخت حداقل نیروگاه بوشهر رو خودمون تهیه کنیم و هورا بکشیم (البته با احترام احتمالا بعد از بورکینافاسو و افغانستان و فیجی)



رادیو زمانه هم از این توافق با عنوان جام زهر دوم برای ملت ایران نام برد و نوشت: در مذاکرات هسته‌ای، ایران پس از دست شستن از غنی‌سازی کلان و سطح بالا، و در عوض گرفتنِ حقِ داشتن تعدادی سانتریفوژ کم‌بازده بعنوان اسباب‌بازی برای سرگرمی مهندسانش، وامانده است که واماندگی‌اش را چگونه به عنوان پیروزی بفروشد.



تمام دستاوردهای شهدای هسته ای و سالها تلاش دانشمندان رفت بر باد .... مگر حکمی که نقض کند آن را .....انقدر این دولت راجع به هسته ای دروغ میگه که آدم یاد حکایت ملانصرالدین میفته که خودش هم دروغهای خودشو باور کرد و رفت دنبال خودش فلانجا.. انقدر دروغ میگن که ملت باروشون بشه .....



علیرضا و آرمیتا فریاد بزنید که باباهای شهیدتون برگردن چون دیگه غنی سازی نداریم یعنی هسته ای نداریم....مرگ بر قطع خنده های روشن علیرضا مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا مرگ بر آمریکا .... خدا صبر بده به خانواده شهدای هسته ای ..... اونایی که حرف مفت میزنید دل دارید؟ کباب میشه دلتون یه چیزی بگم؟ میگن شهید رضایی نژاد خیلی آرمیتایی بود، مربی مهد آرمیتا میگه من که زنم و مادرم، ندیدم یه مرد انقدر عاطفی و مهربان باشه در طول روز، شهید داریوش رضایی نژاد گاهی میشد سه بار مرخصی ساعتی میگرفت و به دیدن آرمیتا می آمد .... آرمیتا شهادت باباشو جلوی چشمش دید تا مدتها فریاد میزد به بابام تیر زدن هفت تا تیر زدن ... آرمیتا به عموش گفته من که بزرگ شدم دانشمند شدم دشمنا شهیدم کردن منو ببر پیش بابام خاک کن ..... به خدا من که تموم شدم از این حرف .... تویی که حرف مفت میزنی رو نمیدونم ...



دیوید آلبرایت، رئیس مرکز علم و امنیت بین المللی می‌گوید که ظریف و روحانی برای اینکه ابعاد توافق به دست آمده را کمرنگ کنند ‌داستان خود را ارائه کرده‌اند. ایران امتیازات قابل توجهی را در این توافق واگذار کرده و ظریف و روحانی می‌خواهند ارام آرام این اخبار را به مردم منتقل کنند.



آقای ظریف با خنده و بازی با کلمات سر ما شیره نمالید. می گویید جان کری کلمات رو قاطی میکنه و تعلیق و لغو رو جابجا میگه!!!! جلل الخالق رو اینجا باید گفت ...... گفتید سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که گفته تحریمها از 6 ماه بعد ....حدس خودشو گفته ..... بسه آقای ظریف... دشمن بسیار هم باهوش و هوشمندانه عمل میکنه .....البته کت و شلوار حضرتعالی بسیار شیک بود پسندیدم . مارک بود؟ مارک دنیل هکتل؟ از سویس خریدید؟ گفتیم برای پدر یا همسر و برادر، ما هم سفارش بدیم جهت روز  پدر که نزدیکه اما وسعمون نمی رسه شاید اگر این تحریمهایی که کری قاطی میکنه لغو و تعلیقشو برداشته شه ماهم از سویس بخریم. البته سویس تولید پوشاکش قوی نیست اما کشور آرومیه آدم تو کوچه پس کوچه هاش با آرامش قدم بزنه جنس اصل مارک پیدا میکنه. 



زبانم قاصر است ... مطلب زیاده بیشتر میخواهید بدانید رجوع کنید به سایتهای خبری از جمله رجانیوز تا از عمق جنایتهای سیاسی دولت کلیدار روحانی آگاه شوید ....


http://www.rajanews.com/news/206770

http://www.rajanews.com/news/206975

http://www.rajanews.com/news/206764

http://1-20.ir



 


لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید








روز استاد

جمعه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1393 04:02 ب.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 29 نظر چاپ

السلام علیک یا امیرالمؤمنین؛ علی بن ابیطالب 

 

 روز استاد   

 

استاد شمایید؛ استادان ادامه مسیر قافله کربلا، راه همچنان ممتد عاشوراء، فی سبیل الله شهدا، مردان و زنان دفاع مقدس، مردان و زنان" دفاع همچنان باقیست"،  

استادان ما روزتان در پاسداشت استاد بزرگ بشر؛ استاد شهید مطهری مبارک  

 

مادران و پدران و فرزندان و همسران شهدا و ایثارگران. 

و جانبازان، جانبازان، جانبازان   

 

 

   

 شهدای نهضت جهانی اسلام 

 

 

 

شهدای دفاع از حرم حضرت زینب ع و حضرت سکینه بنت امام علی ع 

 

شهدای امر معروف و نهی منکر

مادر شهید علی خلیلی 

شهید ناصر ابدام، هادی محبی، سیدمصطفی میرنعمتی 

 

 

  

 

 همسر جانباز امنیت مرزها، سیدنورخدا موسوی  

  

   

 

 

خانواده سرباز وطن؛جمشید دانایی فر

 

تمام آنهایی که در مرزهای میهن پاسدار امنیتید 

 

خانواده شهدای هسته ای 

خانواده شهیدان مصطفی احمدی روشن، داریوش رضایی نژاد، مسعود علی محمدی، شهریاری   

 

 

 شهدای جهاد علمی، شهیدان هسته ای، شهید حسن تهرانی مقدم

شهدای "دفاع همچنین باقیست" 

شهدای نسل سوم 

 

خانواده های شهدای یگان صابرین؛ 

(شهدای سال 90 در مبارزه با جدایی طلبان پژاک در کردستان)

 

خانواده های شهدای راه بصیرت، شهیدان ذوالعلی و غلام کبیری و رضایی و ...  

خانواده شهید سیدعلیرضا ستاری، جانباز و شهید فتنه 

 همه شهدای فتنه  

 

 

شهید امیرحسام ذوالعلی

    

 

 

شهید سیدعلیرضا ستاری 

 

همه گمنامان و خانواده هایشان 

 

تمامی اصحاب علم که قلمتان را خداوند برتر از خون شهید معرفی می کند 

 

شهید دکتر علی شریعتی  

 

تمام معلمان و استادان متعهد 

 

روزتان مبارک  

   

 بر آنکه کنار تخته فرسود سلام، خود سوخت ولی روشنی افروخت سلام 

بر موی سپید و تن افتاده ز تاب، بر دست و بر انگشت گچ آلود سلام

 

این روز را که میمنتش به برکت خون شهید است، روز معلم می نامیم تا یادمان باشد رسالت معلمی و استادی با خون شهید مقایسه می شود 

 

پیشکسوتان دانش که در پشت نیمکتهای مدرسه علم و تعهد آموختندمان، پدر و مادر معلمم 

 

روزتان مبارک  

 

استادان و معلمان از میانمان رفته و به دیار رحمت شتافته روحشان قرین رحمت خداوند 

 

چه حکمتیست خدایا...؟!  که تأثیرگزارترین استادانم را از دست داده ام، شاید فهم همان مقوله "دنیا فانیست" باشد.

 

معلم شیمی دبیرستانم؛ مرحوم سیدمسعود صموتی  

 

روزتان مبارک آقای صموتی، روحتان شاد در پناه امام زمان عج

 

مرحوم استاد دکتر مسعود آذرنوش، استاد دوران کارشناسی ارشدم که به حق از ایشان علم آموختم و تعهد و انسانیت.  

  

   

 

روزتان مبارک استاد آذرنوش، روحتان شاد در پناه امام زمان عج 

   

استاد؛ جانباز شهید دکتر محمود رفیعی؛ استاد دوران کارشناسیم که بزرگترین و بهترین استادی که نه تنها علم و تعهد و انسانیت که از او امام شناسی آموختم، ولایت مداری آموختم، شهدا شناسی آموختم، عشق و نیاز به امام زمان عج آموختم، انسانیت و عشق به انسانها را متفاوت از دیگر استادان آموختم، وجودی که هرگز تکرار نخواهد شد، بهترین تا ابد،  استاد کاش حضور داشتید و می گفتم روزتان مبارک  

 

   

استاد رفیعی کاش بودید، اما نه، باید می رفتید زجرهایتان زیاد بود، استادم کاش تن رنجورتان سالم بود و می ماندید برای دستگیری از ما، استاد کاش بودید کاش بودید کاش بودید 

استاد جواب دلتنگیهای ما؟ استاد جواب سردرگمیهای ما؟ 

استاد کاش بودید  

ای کاش..... 

 

روزتان مبارک استاد رفیعی، روحتان قرین شهدای کربلا و در آرامشی حسینی، سرباز و یار و صحابه مولا امام زمان عج، درجاتتان رفیع و رفیع و رفیع تر باد...... 

 

 

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید





  

 

 

رئیس جمهور معتدل، اعتدالتان به درجه آزار رسیده، ایران 4 فصل است، گرمی و سردی و تر و خشک هم لازم دارد

جمعه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1393 02:19 ب.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 20 نظر چاپ

پناه بر خدا

 

 

جناب رئیس جمهور اعتدالتان به درجه آزار رسیده، ایران 4 فصل است، گرمی و سردی و تر و خشک هم لازم دارد

 

در این مدتی که از شروع کارتان میگذرد به سهم خودم سکوت کرده ام، بخاطر عدم سوءاستفاده دشمنان، به خاطر توصیه های رهبرم برای همدلی، به خاطر اتحاد و عدم تفرقه و ..... 

 

اما شما قدر ما ندانستید و چنان پا جای پای خاتمی گذاشته اید که سکوت جایز نیست. البته خاتمی را بهتر از شما میبینم چه اینکه او هر عملی را با برچسب مقام معظم رهبری پوشش نمی داد، رودرو  چیزی بگوید و پشت سر خلاف آن، ادعای فراوان بکند..... کلید رو کند اما داس بکار ببرد ...... 

 

 

یاران گرمابه و گلستان...



با دشمنی که در موردش امام فرمود: "ما آمریکا را زیر پا میگذاریم" هم کلام شدید، حقیقتاً شرم داشت با کسانی هم کلام شدن که دست و پا و وجودشان تجسم ابلیس است و غرق در خون مردم دنیا.

 

عهدنامه ترکمانچای 2 که بستید و افتخاراتمان را به باد دادید، نیروهای ارزشی را بخصوص در سازمان انرژی اتمی پراندید همچون همکاران خدوم شهید احمدی روشن و شهید رضایی نژاد و در اعتراض خانواده شهدای هسته ای، دوستانتان پدر شهید احمدی روشن را اخلالگر نامیدند. هیچ از انرژی اتمی باقی نگذاشتید و در جواب انتقاد ها، ما را بیسواد نامیدید!!!! 

 

 

 

 

چشم به دست دشمنان دوختید و تمام عزت و اقتدارمان را در دلجویی از دشمن به باد دادید... 

 

اشتون، حامی جنایتکاران عالم را به میهن راه دادید و طرح بخشش و دیدار عوامل فتنه اش را پذیرفتید و بعد گفتید خبر نداریم!!!! رفت و به ریش خود و اجدادمان خندید و مجدداً میز شام با او راه انداختید!!!! 

 

راستی اینهمه اجازه و خودمختاری را از کجا اخذ میکنید؟ مگر صاحب مملکت شمایید؟ از ما اهالی ایران اجازه گرفته اید؟ 

 

سریع القلم اجنی مآب را سرکار آوردید و با تزهای غربزدگیش ملت عزیزمان را به سخره گرفت.  

 

دولت آقای احمدی نژاد را بخاطر یارانه ها گداپرور نامیدید!!! نام طرح سبد کالایتان را ما چه بگذاریم؟ وای از طرح افتخارآمیز سبد کالا،..... چنان افتخارآمیز بود که کشته هم داد، با این طرحتان دنیا تمسخرمان کردند..... یاد روزهای جنگ افتادیم اما آنجا مردم درک میکردند که شرایط بحرانی و جنگیست، شاهد بودم که در آن روزگار، مردم در صفها نوبت را به هم میدادند و بر سر و کله هم نمی زدند اما در صف سبد کالای شما ..... زبانم قاصر است....پزشک، سبد کالا گرفت اما زن سرپرست خانوار دست فروش به نان شب محتاج، مستحق دریافت نبود چون از شدت بی پولی بیمه نبود. چون بیمه نبود نباید سبد کالا میگرفت!!! طلا باید گرفت مغز مبتکران این طرح را !!! 

کجایی آقای احمدی نژاد که عزت مردم را لگدمال نکردید و وجهش را دادید تا خود بداند چه کند ..... 

 

تا کم آوردید تا دیدید که به وعده هایتان سر سوزنی هم عمل نکرده اید شروع کردید به تخریب دولت قبلی، کلاً دیواری کوتاه تر از دیوار آقای احمدی نژاد برای شما و همکارانتان وجود ندارد، تقی به توقی، بگویید تقصیر احمدی نژاد است....  

خزانه خالی!!!!!!!! من نمی گویم که متخصصین امر میگویند، اگر خزانه خالی بود دولت هرگز قادر نبود حقوقها را سر موقع پرداخت کند، یارانه ها را پرداخت کند، سبد کالا بدهد، دروغی گفتید شاخدارترین دروغ تاریخ که سیلوهای چند شهر فقط 3 روز ذخیره داشت!!! ما را احمق فرض میکنید؟ بازهم متخصصین و حتی همین دشمنان اذعان دارند که سیلوی خالی را یک شبه که حتی یک ماهه هم نمی توان پر کرد .... 

 

آی آقای رئیس جمهور معجزه گر گفتید اعتدال گفتید فضای باز نقد.... آری نقد .... شما کمترین حرفی را در نطفه خفه کردید .... چند نشریه تعطیل شد؟ فقط نتوانستید کیهان را تعطیل کنید فقط و فقط ....عجب فضای باز نقدی!!! عجب رئیس جمهور معتدلی!!!!  آن مجریهای مجیزگویی که بر صداوسیما تحمیل کردید تا همچون مجیزگویان تاریخ در وصفتان بسرایند را که یادتان هست در گزارش 100 روزه؟

 

کلیدتان که مدتهاست گم شده است اما آن داس، داستان، عجب بُرنده است و خوب کار میکند ... ماشاالله به سازندگانش، داس، چنان درو میکند که متوجه سرعتش نمی شویم ....

     

به فیلمهای فتنه و ضددولت قبلی و ... اجازه اکران دادید... 

 

از شاعر هتاکی که علنی به مقدسات اسلامی و ائمه و انقلاب و امام و ملت بارها توهین کرده دعوت رسمی نمودید جهت سخنرانی در جشنواره فیلم فجر....

 

گرانیها راستی چرا اصلا تعدیل نمی شوند؟ همچنان همه چیز رو به صعود دارد حتما تقصیر آقای احمدی نژاد است!!! امان از دست احمدی نژاد!!!! آنهمه داد و بیداد که احمدی نژاد گران کرد سیب زمینی موقع تحویل دولت آقای احمدی نژاد کیلویی 1000 تومان بود اکنون 3 هزار و پانصد!!!!  و ....گاهی برخی جاها به 6هزار تومان هم رسیده است. بگویید نرخ تورم پایین آمده!!!!!!!!!!!!!!!! دروغ حرف مفت است و دیوار حاشا هم بلند...........

خودتان هم که همه چیز را دارید گران میکنید و می گویید با شیب ملایم پیش می رویم یعنی اینکه به تدریج پدرتان را درمی آوریم ...... بنزین و گاز و برق و آب.... 

 

دست مریزاد خسته نباشید رأی دهندگان به حضرت حسن روحانی(حسن فریدون سابق)!!!!! 

 

قدر احمدی نژاد که ندانیم باید درصف کالا کشته دهیم باید که سیاست قاجار سرمان بیاید باید که دنیا تمسخرمان کند... عزت و اقتداری را که با خون شهیدانمان به چنگ آورده ایم به باد دهید....گرچه ما خامنه ای کبیر داریم و سبب عزتمان اوست و تا او هست هیچ گزندی به انقلاب نمی رسد اما اینان آمده اند که ضربه زنند....  

 

همه چیز را که تحویل غربی ها دادیم و هسته ای را تعطیل کردیم اما هنوز خبری از قسطهای داراییهای مسدود شده مان نشده هنوز خبری نیست!!!! منتظر تعطیلی کامل سانتریفیوژها هستید؟ روز 20 فروردین با نه چندان زیرکی از برگزاری برنامه سالگرد افتخارات هسته ای طفره رفتید.....   

قرار بود اولین گام، رفع تحریم قطعات هواپیما و خودرو باشد گویا دروغ بوده وعده سر خرمن بوده ....

ماشاالله به جناب ظریف با آن لبخندهای غیر ظریفش، به قول دکتر حسن عباسی گویا ظریف خان چندسالیست که در کره زمین زندگی نمی کند..... آنقدر این جماعت بیکارند که فرصت دارند دائماً در فیس بوک پرسه بزنند، فیس بوک فیلتر شده!!! عجب جماعت قانونمداری!!!! 

 

وزیز فرهنگ و ارشاد + تنی چند برای عیددیدنی می روند به خانه ابلیس خاتمی، و چه کسی این قضیه را لو میدهد؟ زهرا اشراقی در فیس بوک، خوب هم داستان شده اید با خانواده منحرف امام..... حلقه های زنجیر فتنه خوب به هم وصلند.... 

 

مردم عجب استقبالی کردند در خوزستان و سیستان بلوچستان از شما!!!!! 

خوشمان آمد این مردم احمدی نژاد و اقداماتش را دیده اند این استانها تهران نیستند که سیاست زده باشند اینها مردمانی صادق و بی شیله پیله اند.... 

 

راستی یادتان هست محافظانتان در خوزستان چگونه ابزار ضدگلوله دور سرتان گرفته بودند؟؟؟ گفتند این روش به روز است!!

 

 


خدایا .....آقای احمدی نژاد در لبنان که به لحاظ این مسائل، خطرناک ترین نقطه دنیاست هم چنین کاری نکرد... او احمدی نژاد بود، میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است. نگران نباشید کسی قصد ترور شما را ندارد مگر دوستان خودتان باشند برای بدنام کردن نظام که بخواهند ضربه ای به شما بزنند مثل زمانی که قرار بود هواپیمای خاتمی را منفجر کنند. نگران نباشید ما نجاتتان میدهیم همانطور که خاتمی ملعون را نجات دادیم. 

 

سران وهابیت در سیستان بلوچستان برای چه بر سرکار آمده اند؟ آیا مردم عزیز این خطه محروم، کم سختی و ترور تجربه کرده اند؟ مولوی عبدالحمید وهابی را چه سر و سری با شما و همفکرانتان؟ با وهابی که سابقه فتنه گری و تهدید علیه نظام دارد.....

   

هرچه فتنه گر و مزدور فتنه 88 وجود دارد را در پستهای مختلف این کشور جا داده اید .....حتی یک مدیر جزء هم از دوره های گذشته بر سر کار نمانده، عجب داسی!!! چگونه پالایش میکند!!!! اختراع این داس را حتما به ثبت برسانید. در کتاب گینس هم ثبت شود. 

  

از آن کابینه نیازمند اورژانس بهتر است سخنی نگوییم.... 

 

قرار بود به زبان تکریم با ما سخن بگویند دشمنان! خودتان گفتید. اما گویا خبرهای دیگریست....در گذشته گرچه تحریم و تهدید میکردند اما تحقیر نمی کردند که به یمن اعتدال شما تحقیر هم باب شد..... قرار بود روادید ایرانی اعتبار داشته باشد اینبار نه تنها روادید ایرانیان عادی از نظر غربی ها معتبر نبود که روادید سفرا و سیاسیون هم زیر تیغ رفت!!!!

  

دنیا را به کار گرفتید تا مردم یارانه ثبت نام نکنند که کردند ....تهدید کردید به جریمه و قطع وام و ... بنازم به روش احمدی نژاد.... چقدر متفاوتید با آن نازنین؟ میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است... .. گفتید هرکه یارانه نگیرد بیمه رایگان میگیرد آخر ای عقل کل ها اگر انقدر درآمد دارد که نیاز به یارانه ندارد چه نیازی به بیمه رایگان دارد؟ از کیسه خلیفه میبخشید؟ چه عدالتی!!!!!!!!! 

 

 

پول یارانه ها کجا قرار است صرف شود؟ لابد مراسمی شبیه جشن میلیاردی همسر رئیس جمهور!!!!! 

 

اینبار دیگر بحث تعادل روانیست به سیم آخر زده اید. خبر نداشتیم همسر رئیس جمهور علاقمند به مانکن و رقاص و قرتی بازی و ... این جور مسائل هستند البته ایشان کمی باید به سن و سالشان رجوع کنند بعد یاد ایام جوانی کنند. کمی هم به لباس و کسوت  همسرشان بیندیشند...   

 

  

 

 اصلا همسرتان چکاره این مملکت است که دفتر و دستک راه انداخته است؟ جایگاه ایشان طبق قانون اساسی چه تعریفی دارد؟ سِمت مملکتی دارند احیاناً؟؟؟ یادش بخیر فرح پهلوی و دفتر و ..... 

هزینه بیت المال را با انصراف مردم از یارانه ها اینگونه هزینه میکنید؟ آن مانکنهای ضد دین با آن وضعیت ظاهر وقیحشان شده اند زبانزد رانندگان آژانسی که آنها را به سعدآباد منتقل کرده بودند.......  

 

ثابت کردید علاقه فراوانی به سلطنت  و شاهی دارید مجموعه سعدآباد و ....  

انصافا جناب رئیس جمهور خوش سلیقه اید در آن گزارش 100 روزه، آنجا که شاهانه بر تخت نشسته بودید عجب مبلهای زیبایی بود بسیار زیبا چه چیدمان و دکور زیبایی داشت، عجب شاهانه بود، خیلی چسبید نه؟ البته آن کتاب "دا " بدجوری زار میزد به تن آن فضا!!!!! داد میزد تظاهر است ..... 

ای!!!!!! یادش بخیر شهید رجایی و باهنر که جلسه هیئت دولتشان در حسینیه جماران برگزار میشد روی موکت. شهید باهنر و شهید رجایی هنگام مراجعات بر روی زمین می نشستند .... 

یادش بخیر آقای احمدی نژاد با آن خانه ساده اش با آن لباسهای ساده و صحبتها و سخنرانیهایش که روی یک صندلی ساده می نشست یا در فضای ساختمان ریاست جمهوری یا در صداوسیما...... 

یادش بخیر دیدارهای مردمی در سفرهای استانی ... یادش بخیر آن شور و اشتیاق ها یادش بخیر صداقت او و صداقت مردم ....  

 

در آن سفر افتخارآمیزتان به نیویورک، تیم میراث فرهنگی را هم بردید. اینان چنان از دیدار دشمن ذوق زده شده بودند که شیردال بدلی دریافت کردند و نیش مبارکشان تا انتها باز شد و حتی به اندازه یک دانشجوی باستان شناسی قدرت تشخیص تقلبی بودن اثر را نداشتند. غیر از این، کدام عقل سلیمی می پذیرد که دشمن آثار فاخر فرهنگی مرا به من باز دهد؟!! اصلا آثار مملکت من دست آنها چه میکند؟ رئیس موزه متروپلیتن به سرعت واکنش نشان داد که شیردال تقلبی بوده و توسط وزارت امنیت داخلی آمریکا توقیف شده بود. در حقیقت یک شیء پس مانده بود که تحویلمان دادند. متخصصان کشورمان هم تقلبی بودنش را تایید کردند. دیگر چگونه باید مسخره مان کنند؟ جناب دکتر حجت، معاون نجفی رئیس میراث فرهنگی در کمال قباحت در پاسخ خبرنگاری که گفت آیا با این عمل بازهم رابطه را ادامه میدهید؟ گفت بله!!!! 

یادم آمد تنها 3 روز بود که نجفی(برای وزارت آوزش و پرورش معرفی شده بود و رای نیاورد، وزیر دوران هاشمی و خاتمی هم بوده) سرپرست سازمان میراث فرهنگی شده بود و بنده در سازمان ایکوموس(ان جوی اوی شعبه یونسکو برای حفاظت از بناها و محوطه های تاریخی) در یک برنامه علمی سازمان شرکت داشتم. رئیس ایکوموس ایران دکتر حجت است. همگان میدانند که چنین ان جی اوهایی کاملا غیرسیاسی هستند. دکتر حجت که معمولا در برنامه ها حضور ندارد و اگر هم بیاید حتما توهینی به دولت آقای احمدی نژاد میکند. در برنامه بودیم که گفتند نجفی در حال ورود است... به به و چه چه ها شروع شد. دکتر حجت شروع کرد به توهین به دولت قبلی و اینکه فضای اختناق رفت و فضای باز آمد و بهار میراث فرهنگی رسید و تاریکیها رفت .... چنان میگفت که تصور میکردی گیوتینهای قرون وسطایی احمدی نژاد را دولت جدید جمع کرده و نماینده امام زمان عج است!!!!! به به و چه چه .... نجفی هم داد سخن داد و از افتضاحات دولت قبلی!!!!! نالید و نوید بهار میراث فرهنگی دادند!!!!!! عین جملات خودشان..... اولین افتخارشان دریافت شیردال تقلبی بود و بعد هم دعوا در میراث و بعد هم استعفای دسته جمعی........ چقدر زود بهار میراثتان به خزان گرایید ................ 

 

 

جناب رئیس جمهور معتدل درجه اعتدالتان دیگر آزار دهنده است چون اقلیم ایران 4 فصل است کمی هم رطوبت و خشکی و سردی و گرمی نیاز است. وزیر بسیار ارزشمندتان با کسوت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در صدر اقدامات ضدفرهنگی و ضداسلامی و ضدارزشی قرار دارد. حضرت آقا چندین بار به مسئولین به دور از پوشش رسانه ای تذکر میدهند و وقتی توجه نشد تذکراتشان علنی می شود..... رئیس جمهور معتدل به کجا چنین شتابان؟

وقتی حضرت آقا از مردم بطور اخص می خواهند که حلقه های فرهنگی تشکیل دهند و خود مشغول کار شوند یعنی اینکه مسئولین بی مسئولیتند ......  

 

 

 امام خمینی فرمود: روزی که رئیس جمهور به کاخ نشینی توجه کند روز انحطاط او و اطرافیانش است.

 

 

امام خامنه ای فرمودند: مسئولان باید در مورد دستاوردهای هسته ای تعصب داشته باشند اگر برخی تصور میکنند هزینه دستاوردهای هسته ای، تحریم ها و فشارها بوده، باید گفت قبل ازبهانه هسته ای نیز تحریم و فشار وجود داشته است.

 

بنده نگران مسئله فرهنگ هستم، اساس باید تقویت جناح فرهنگی مؤمن باشد، امیدورام مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند که چه میکنند با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی کرد. همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند اینها هستند که روز خطر سینه سپر میکنند.


 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید





 





شهیدان که اند اینهمه خونین کفنان...?

شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1393 04:34 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 11 نظر چاپ

 یازینب کبری 

 

شهیدان که اند اینهمه خونین کفنان... ؟ 

 

سفر نوروزی من به استان سمنان   

 

 

و در هر سفری زیارت شهدا واجب 

 

----------------------------------------------

 

 گلزار شهدای دامغان 

 

  

   

  

 --------------------------------------------------------- 

گلزار شهدای شاهرود  

 

 به وصیت نامه شهید توجه کنید: 

 

  

   

  

  

شهدای انقلاب و هر 3 در سال 57 شهید شده اند:   

 

    

 

-------------------------------------------------------

 

گلزار شهدای امام زاده "علی اشرف بن عمر اشرف بن علی بن الحسین ع " ، سمنان   

 

  

 

   

 

 شگفتی .......  

 

گاه در میان مزار شهدا به پدیده های شگفتی بر میخورم : 

 

2 شهیدی که در نگاه اول به نظر می رسد 2 قلو بوده باشند اما نام پدرشان متفاوت است، 

 

2 شهیدی که هم نامند و متولد یک سال و شهادت در یک روز و یک عملیات و یک مکان و مزارهایشان هم کنار هم !!!!!!! 

 

آن سوی هستی قصه چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 

  

 

-------------------------------------------------

 

گلزار شهدای امام زاده یحیی بن موسی الکاظم ع، سمنان 

 

  

 

و بانوان شهید حادثه حج سال 66 : 

 

  

 

و جانباز شهید

 

   

 

 شهید حسن شاطری رزمنده دفاع مقدس که بهمن 91 در لبنان شهید شد 

 

  

 

------------------------------------------------ 

 

و تنها شهید روستای شیرآشیان 

 

  

 

پدر و مادر شهید پایین مزار شهیدشان آرمیده اند 

 

کاش شما را به تاریخ نسپاریم .....  

 

 

 ------------------------------------------

 

گلزار شهدای امام زادگان "سیدرضا و سیدعلی اکبر" شهر لاسجرد 

 

 

 

 

شهیدان که اند اینهمه خونین کفنان....؟  

 

سلام بر شهیدان 

 

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید





 

 

 

 

من بسیجیم اگر مرا نمی شناسید سری به 9 دی بزنید

یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1392 07:25 ب.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 42 نظر چاپ

السلام علیک یا رسول الله 

 

السلام علیک یا صادق آل محمد ص  

  

 

لعن علی عدوک یاحسین / کروبی و خاتمی و میرحسین

  

9 دی  

 

من بسیجیم اگر مرا نمی شناسید سری به 9 دی بزنید......  

 

 

 

 

  

دولت اعتدال!!!!! من بسیجیم اگر مرا نمی شناسید سری به 9 دی بزنید 

 

آتش زیر خاکسترم... مباد و مگذار فوران کنم دولت اعتدال!!!!!!   

 

فردا در کرج میزبان دکتر بسیجی، مردی که غرب و آژانس را به اطاعت وامیداشت؛ دکتر سعید جلیلی هستیم 

 

آقای جلیلی، نقطه آرمانخواهی عدالت و اقتدار و عزت به شهرمان خوش آمدی 

  

 

 

 

 

لبیکی دیگر در سالروز 9 دی 

 

مشتی کوبنده بر دهان یاوه گویان داخلی و خارجی ......  

 

یاد عزت و اقتدار می کنیم در روزهایی که عزتمان را به بهانه اعتدال پایمال کردند و بر آن مباهات هم میکنند.... 

 

اقتدارت را سپاس آقای جلیلی که اشتون در حضورت سر و صورت می پوشاند اما اینبار در حضور ظریف، نامحرمان اشتون به آغوش می کشیدند از امتیازاتی که از ما گرفتند..... 

 

راستی آنهمه در پوست نگنجیدن و شادی و در آغوش کشیدن و بوسیدن اشتون را دلیل چه بود؟ امتیازاتی که از دولت مقتدر آقای احمدی نژاد و نماینده اش آقای جلیلی نتوانستند بگیرند.... 

 

طلب مناظره آقای احمدی نژاد هم که بی پاسخ ماند ....  

 

پاسخ به پرسشهای پدر شهید احمدی روشن را هم دولت اعتدال نداد که هیچ، اخلال گر هم نامیدش.... 

 

دولت اعتدال! من بسیجیم اگر مرا نمی شناسید سری به 9 دی بزنید  

 

 

 

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید     





 

  

آقای روحانی آیا گزارش 100 روزه؟

چهارشنبه 6 آذر‌ماه سال 1392 01:14 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 107 نظر چاپ

السلام علیک یا اباعبدالله 

 

  

 

آقای روحانی آیا گزارش 100 روزه؟  

 

 

خسته نباشید خدا قوت آقای روحانی!!!  

 

خدا قوت کار سنگینی بود یک دنیا دروغ گفتن!!!! 

 

آقای روحانی چقدر ما را نفهم و نادان پنداشتید؟! چقدر؟
 

چرا خود را تمام مردم می دانید؟! 

 

100 روز تلاش جهت تخریب آقای احمدی نژاد 

 

100 روز تلاش برای تولید انواع دروغ ها جهت توجیه عدم موفقیت در عملکرد، یادتان که هست قرار بود 100 روزه معجزه کنید!! 

 

آیا نباید مجری بی طرف باشد؟ مجری بودند یا مأمور عقده گشایی؟!   

آی رسانه به اصطلاح ملی! تریبون ها برای عقده گشایهای شخصیست؟ اینهمه ولنگاری و هرج و مرج گرایی؟ 

خداوند درجاتت را رفیع کند شهید آوینی که گفتی در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب اللهی ها
 

جناب روحانی، این موجود هیولایی که از آقای احمدی نژاد ساختید همان انسان شریفیست که با عزت و احترام توسط حضرت آقا تودیع ریاست جمهوری شد، تشکرهای ویژه و معناداری از طرف ایشان شد و آقا در ادامه حمایت، ایشان را به مجمع تشخیص مصلحت بردند جهت ادامه صنعت دزدگیرسازی، حمایتهای حضرت آقا از ایشان از نوع حمایتهای عمومی که از همه روسا می شود نبود....

 

چقدر ما را نادان پنداشتید؟! که فکر نکردید که ما می دانیم شما از اول انقلاب درون ساختار نظامید و از همه چیز مطلع، حالا چگونه بود که نمی دانستید سیلوها و انبارهای دولت قبلی خالیست؟ مگر از خارج آمده بودید؟!  

 

آخ آخ آخ آخ سیلوهای خالی، خزانه خالی!!!!

 

  از این عهدنامه ترکمان چای 2 که با دشمنانمان بستید سخنی نمی گویم، مسبوق به سابقه اید...  

فقط حیف عظمت و اقتدار ایران که ذلت جایگزینش کردید...

 

در واکنش خانواده شهدای هسته ای مانده ام سخت عجب!!! به استثنای خانواده غیور شهید احمدی روشن، همان خانواده ای که بعد از شهادت فرزندشان به دعوت دیدار عالیجناب پاسخ منفی دادند و اینبار هم به دعوت شما پاسخ منفی ... 

  

وقتی توانایی ندارید باید مسکن مهر و یارانه ها و سفرهای استانی و ... را زیر سئوال ببرید این شیوه انسانهای بزرگ است!!!!!  

 

اشکالی ندارد تخریب کنید و ترور شخصیت، این نشان ضعف است نه قدرت، به قطار در حال حرکت سنگ می زنند نه ساکن. 

  

هرچه هجمه کنید علیه آقای احمدی نژاد، آن زلال صبور همچنان در مجرای آب روان در جریان است ....  

 

قدری از توهم اینکه همه دوستتان دارند بیرون بیایید.... 

 

شعار اعتدال دادید اما .....     بماند آنقدر واضح است که نیازی به تکرار نیست اعتدال شما!!!!! 

 

گفتید همه حق پرسش دارند و انتقاد، حالا من می گویم به سئوالهای پدر شهید مصطفی احمدی روشن پاسخ دهید. پاسخ دهید: 

 

 چرا همکاران فرزندم ،که جریان هسته ای را به این مرحله رساندند از کار برکنار کردید؟ 

 

پدر شهید احمدی روشن در خصوص سوال خود از رئیس جمهور در ارائه گزارش ۱۰۰ روزه اظهار داشت: از آقای رئیس جمهور می پرسم چرا باید کسانی که با مصطفی احمدی روشن زحمت کشیدند و جریان هسته ای را به این مرحله رساندند باید اینطور برخورد شود و با اینکه به شغل خود عشق می ورزیدند از کار برکنار شوند؟ آقای رییس جمهور در جریان اسامی آنها هستند؛ یکی از دلخوری های بزرگ ما این است که چرا بچه هایی که با مصطفی احمدی روشن در این وضعیت دخیل بودند و این وضعیت را به لطف خدا به این مرحله رساندند و جمهوری اسلامی ایران از ان بهره برداری می کند به راحتی کنار گذاشته می شوند. آقای روحانی شما یک نیروی خوب و کار امد را کنار می گذارید مگر دولت شما "دولت اعتدال" نیست؟! ایا اعتدال این است که بیایید نیروهای ارزنده را کنار بگذارید؟ حرف بنده این است که احساس می کنم در این صنعت زحمات بچه های ما که در این کار دخیل بودند نادیده گرفته شده اگرچه در ظاهر از خانواده شهدا قدردانی می شود ولی باید اصل این باشد که از خون شهدا هم قدردانی شود و لفظی نباشد بلکه در عمل باشد.


 

 

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید





 

 

 

 

 

 

سلام استاد شهیدم

جمعه 1 آذر‌ماه سال 1392 11:42 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 21 نظر چاپ

السلام علیک یا اباعبدالله  

 

السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان عج

 

 

یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است...  

 

 

سلام استاد شهیدم....   

 

قرار که نداشتم آرام که نداشتم باید می آمدم دانشکده ادبیات، وعده گاهمان با استاد  

آمدم استاد اما ....

اما استاد با چه حالی مسیر حیاط را تا طبقه 5 طی کردم! دیوانه ای که استاد استاد می گفت و گریه می کرد!  

 

 

 

استاد آمدم اما اتاقتان را خالی یافتم  

 به امید آنکه در بگشاییید  

آن دری که همیشه به روی ما باز  بود.... 

وقتی قرار می گذاشتید منتظرمان می ماندید 

ما گاهی دیر می رسیدیم اما خلف وعده از شما هرگز   

 آن اتاقی که سالها مأمن ما بود و استادی که جوابگو و هادی دانشجویانش.... اما اینبار خالی از وجود استاد بود..... 

 در بسته بود  

 استاد آنقدر اشک ریختم که هر رهگذری دلش به رحم آمد  

 

 

 

به انتظار ماندم.... استاد توروخدا درو باز کنید ......  

 ساعتی بعد پسرتان آمد در را باز کرد اما اتاق و آن صندلی خالی از وجود استاد....  

   استاد قرارمان ......    

 

  

(استاد علاقه وافری به آیت الله جوادی آملی داشت) 

 

  این اواخر آن ترکشهایی که به نخاع رسیده بود استاد را فلج کرده بود، استاد با واکر به سختی راه می پیمود 

 

  

نوشته های دانشجویانتان بر روی در خواندنی بود   

  

 

  

 

 

 

  

 

استاد تازگیها فهمیده ام با شهید علی بلورچی ارتباط ملکوتی خاصی داشتید ..... الله اکبر 

 

استاد قسمتان داده بودم به شهید سیدمسعود که هوایم را داشته باشید و به خوابم بیایید....  

 

امروز 38 روز از پروازتان می گذرد و هر روز که از خواب برمیخیزم می گویم استاد از شما بعید است جواب ارادت را ندادن!!! 

 

امروز 38 روز و 38 بار انتظار من در خواب  

 

و امروز وقت سحر پیش از اذان صبح پاسخم را دادید 

 

استاد سپاس که سر زدید   

 

خواب استاد را دیدم 

 

سئوالهایم را پرسیدم.....

 

استاد آن جمله نابی که گفتید ..... 

 

آن جمله ای که تا عمر دارم شارژم کرده است .... 

 

استاد با تمام غم ها غمی ندارم 

 

قول گرفتم و قول دادید که هوایم را داشته باشید .... 

 

وای استاد .....  

 

چقدر خوشبختم ... 

 

پاسخم را دادید  

 

آن خواب .....   

 

و الآن راهی قزوینم برای مراسم 40 ام استاد  

 

و استاد برای تاب دل بیقرارم دعا کنید 

 

سر مزارتان حرفها دارم ....  

 

(دانشجوی همیشگی شما: همسنگر بسیجی)

 

یا مهدی زهرا   

 

--------------------------------- 

 

اضافه شد بعد از مراسم 40 ام استاد: 

 

باز قسمتان به شهید سیدمسعود که استاد که استاد که استاد هوایم را داشته باشید   

 

     

 جانباز ذوالشهادتین، اینجا مردی آرمیده است که از یاران خاص امام زمان عج بود 

 

یا مهدی زهرا   

 

 

لطفاً جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید.    





 

  

 

 

استاد رفیعی شهادتت مبارک

چهارشنبه 24 مهر‌ماه سال 1392 06:38 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 55 نظر چاپ

لبیک اللهم لبیک 

لبیک لاشریک لک لبیک 

 

 

یاحسین  

 

یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است... 

  

 

استاد شهیدم شهادتت مبارک 

  

 

عرفاتت مبارک 

 

قربانت مبارک 

    

 ورودت به بزم شهدا مبارک 

 

 اما استاد کمرم شکست ........  

 

چه عهدی بود که لبیکش روز عرفه بود؟ 

 

 

استاد جانباز دکتر محمود رفیعی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی 

 

توفیق عظیمیست با انسانهای بزرگ آشنا بودن اما داغشان را دیدن سنگین است ..... 

 

وقتی سالها پیش دانشجویتان بودم هرگز تصور نمیکردم داغتان را ببینم 

 

استاد آن روز اول دانشگاه ..... 

 

کاش برگردند آن روزها ..... 

 

روزهایی که از بی حیایی و بی حرمتی ها خبری نبود 

 

روزهایی که هنوز رزمندگان با سنین بالاتر از سایر دانشجویان، دانشجو بودند 

 

حریم و حرمتی حاکم بود بر فضای دانشگاه 

 

کاش برگردند آن روزها 

 

سالها پیش که دانشجو شدم و عزم دانشگاه علامه طباطبایی کردم چنان ذوق یافتن دغدغه هایم را داشتم که در بدو ورود به دفتر بسیج رفتم با خانمی روبرو شدم که همسر شهید بود از آن سالها با زهرای نازنین که همسر شهید است دوست صمیمی هستم..... 

 

ترم یک سر کلاس درس عمومی ادبیات، استاد محمود رفیعی، استاد هم اولین ترم تدریسش در دانشگاه بود.....سئوال پرسید و بعد گفت کی حاضره بره رو مین(منظورش جواب دادن به سئوال بود) و من تازه از محیط خانه و مدرسه بیرون آمده تشنه دیدن رزمندگان، شوقی یافتم وصف ناپذیر. فهمیدم که راهنمای راه ارزشها را یافته ام و چه یافتنی ...... استاد محمود رفیعی....... یافتمش چه یافتنی... استاد از آن سالها تا کنون راهنمای بیراهه هایم شد ......تا اینکه امروز در روز عرفه لبیک گفت به مولایش حسین ع و شهید شد .... 

 

از آن سالها تا کنون استاد راهنمای بیراه هایم شد نه راهنمای من که راهنمای بسیاری دیگر شد ..... 

 

نشستم پای صحبتهای مردی که از شهدا میگفت تا آن زمان ندیده بودم نشنیده بودم..... 

  

  این دنیا باید استاد را به صاحبش پس میداد. دنیا لیاقتش را نداشت 

 

استاد آمده بود تا چندی دست ما را بگیرد  

 

شهادتش را تأخیری بود تا دست ما روسیاهان بگیرد  

 

استاد از مرز شهادت برگشته بود، در 16 سالگی عازم جبهه غرب شد در کمین کومله ها 16 تیر خورده بود تمام همرزمانش شهید شده بودند، با لگد دنده هایش را شکستند، تمام مغز استخوان بازوهایش بیرون ریخته بود، گلوله خلاصی به قلبش زدند....استاد پرواز روح داشت و همانجا بزم شهدا را در آسمان دید میخواست حلقه شهدا را تکمیل کند که شهیدان گفتند جایت محفوظ است بعدا می آیی.... پیکر شهدا را انداختند روی پیکر استاد و  همه را بردند به سردخانه........ 

چندسال در بیمارستان و خانه بود و اندک اندک شفای تک تک اعضای بدنش را از ائمه گرفت. روبه راه که شد رفت جبهه های جنوب، شیمیایی شد، ترکش خورد. استاد یک گوشش بر اثر ترکش ناشنوا شده بود. شاهد بودیم که چه دردهایی می کشید از ترکشهای سرش، از گلوله خلاصی که نزدیک قلبش زده بودند، قلبش را عمل کرد، استاد مدام تحت درمان بود، از تاولهای شیمیاییش خون جاری میشد .....  

میدیدیم که در تمام فصول درون کفشهایش آب میریخت چون پاهایش بر اثر تیرخوردن انعطاف نداشت برای راه رفتن، کف پاهایش کاملا فرورفته بود بر اثر تیر.

 

چنان گرم و مهربان بود که همه عاشقش بودند از نگهبان دم در تا همه افراد دانشگاه اما دشمن هم داشت گله گله که تا توانستند آزارش دادند. 

 

آنقدر مهربان و خوش اخلاق بود که آنچه تصویر او را در ذهن می آورد خنده های استاد است...

 

استاد عاشق امام زمان بود عاشق بی قرار ....

 

استاد چه شوقی داشتیم برای کلاسهایت آنقدر دوستت داشتیم آنقدر دوستمان داشتی که ترم بعد به خاطر ما باز در دانشکده ما درس گرفتی.....  

 

استاد چقدر اذیتت کردند اصلا رسم این دنیاست هرکه صادق باشد و بزرگ باشد و درست باشد حتما ضربه می بیند حتما توطئه خواهند کرد حتما هزینه خواهد داد ..... 

 

استاد آن زمان که رئیس دانشگاه، مدرک دکترایت را نداد زمانی که از روابط عمومی اخراجت کرد من تازه وارد جامعه شده فهمیدم انسان بودن سخت است 

 

استاد از صراحتتان آموختم که باید به منکر واکنش نشان دهم باید در برابر ناحق بایستم 

 

وقتی در مراسم تشییع پیکر شهید ابوالقاسم سلامت که در تفحص پیدا شده بود در دانشکده، رئیس دانشکده خود را رزمنده جا زد و آب ندیده آبی شد، بلند شدید و مجلس را ترک کردید فهمیدم باید واکنش نشان داد

 

استاد عاشق سینه سوخته امام زمان عج بود 

 

استاد بنیانگذار ادبیات عاشورا و ادبیات انتظار بود 

 

از امام زمان عج می گفت و های های گریه می کرد 

 

چنان بی تاب امام زمان عج بود.... 

 

نقل مجروحیتش در کمین کومله و پرواز روحش و از سردخانه برگشتنش را در حضور حضرت
آقا تعریف میکند و از رسانه ملی پخش شده 

 

برنامه های زیادی در مورد انتظار از استاد پخش شده است 

  

بعدها رئیس بعدی دانشگاه علامه اخراجش کرد و تنها با دستور اکید آقا توانست برگردد....

استاد چقدر اذیتتون کردن استاد چه رنجها کشیدید استاد در دفاع از ولایت چه کتکها خوردیدچه شکنجه ها شدید  

 

استاد را بزرگان و عرفای بنام و گمنام همه میشناسند 

 

شهدا خیالتون راحت شد بزمتون رو تکمیل کردید؟ فکر مارو نکنیدها.... من که کمرم شکست خانه خراب شدم با رفتن استاد 

  

 استاد آنقدر سااااااااااااااااااااااااده و صمیمی بود........ 

 

 

استاد صدامو می شنوید؟ استاد میبینید از گریه کور شدم؟ استاد میبینید؟ استاد هوامو دارید؟ استاد شما که همیشه هوامونو داشتید بازم سراغمونو میگیرید؟ آخه استاد دیگه سئوالامو از کی بپرسم؟ کی متوجهم کنه که از امام زمان عج دور شدم؟ کی راهو نشونم بده؟ 

 

استاد بعد از شما قد راست میکنم؟ بلند میشم؟  

 

استاد یادتونه ماجرای اولین دیدارتون رو با حضرت آقا تعریف کردید؟ گفتید که همراه با جمعی از مسئولین به دیدار آقا رفتید اما می خواستید از نزدیک آقا را ببینید ممکن نبود فریاد زدید آقاجان آقاجان محافظها نمیذاشتن اما آقا فرموده بودن بذارید بیاد و آغوش باز آقا و شما، گفتید به آقا گفتید که آقاجان منو در پناه ولایتت بگیر و آقا عباشو پیچید دورتون، گفتید آقاجان این صورتمو بعثیها و کومله ها با پوتینهاشون له کردن آقا هم عینکشونو برداشتن و صورت رو صورتتون گذاشتن و نوازشتون کردن و همه اون جمع حیران این عشق بازی، وقت افطار هم آقا لقمه در دهانتان گذاشتند و  به قول خودتان، خودتان را برای آقا لوس کردید ..... از اون موقع شدید دوست آقا که دلتنگ هم می شدید .....

 

استاد حجابها برداشته شد و به بزم شهدا رفتید و در جمع پاکانید و شاید دیگه ما ناپاکان مزاحمتون باشیم اما استاد شمارو به سیدمسعود قسم تنهامون نذارید به خدا راهو  گم میکنم به خدا حواسم پرت میشه استاد هوامو داشته باشد 

 

استاد بگید که دارید می بینید شکستنمو عذاب کشیدنمو پس برای آرام دل بی تابم دعا کنید  

 

استاد شما شهادت می خواستید اما نگران خانوادتون بودید بخصوص نگران دخترتون ریحانه، استاد خودتون دعا کنید برای صبر خانوادتون 

 

 

 

 

چه روزهاییست این روزها:  

موسی ع به طور می رود، فاطمه س به خانه علی ع، ابراهیم ع با اسماعیل ع به قربانگاه، محمد ص با علی ع به غدیر، حسین ع با هستیش به کربلا، مهدی زهرا عج به عرفات 

 

و مادر شهیدان بیات سرمدی به میهمانی فرزندان شهیدش 

 

مادر شهید امیر حاج امینی به بزمکده پسرش 

 

 

 شهید امیرحاج امینی 

 

و من در ذوق بازگشت مادر از حجم که 

 

استادم به میهمانی اباعبدالله ص می رود  

 

آخرین ارتباطم با استاد پیامک یک شب قبل از شهادتش بود: 

 

سلام استاد، ان شاالله بهترید؟ 

و پاسخ: سلام بر شما، شب بر شما خوش باد، به دعایتان خیلی نیاز دارم، زنده بمانم محبتهایتان را جبران میکنم حلال کنید. 

 

استاد حالا محبتهامونو جواب بدید. من توقع دارم. زمانی حلالتون میکنم که تنهام نذارید مثل همیشه هوامو داشته باشید به سئوالام جواب بدید مگه شهید زنده نیست؟ پس استاد شما رو به سیدمسعود قسم به خوابم بیاید. نذارید کج برم راهو نشونم بدید. مگه نمیگفتید بچه ها اگه درخواستی دارید از امام زمان عج، ایشونو به شهید سیدمسعود قسم بدید؟ حالا من شما رو به سیدمسعود قسم میدم که گفتید میخواست فدای حضرت ابوالفضل ع بشه و خمپاره پیشونی و دستشو برد.... 

 

استاد شمارو به سید مسعود قسم برای دل بی تابم صبر بخواید داغتون سنگینه  

 

(استاد ارادت عجیبی به شهید سیدمسعود میرکریمی داشت، سیدمسعود گفته بود شفای دستهای مجروح استاد رو خواهد گرفت اگر بره جبهه و این اتفاق افتاد)

 

استاد با مادر قرار گذاشته بودیم  برای مداحی روز ولیمه، شما افتخارمان باشید در روز غدیر، مادر داره میاد... کم مونده به روز مراسم.....وای اگه مادر بفهمه که رفتید.....  

2 نفر از لیست دعوتی مادر، آسمونی شدن: مادر شهیدان بیات سرمدی و شما استاد شهیدم   

 

استاد یادتونه سر کلاس این شعرو که می خوندید گریه می کردید و ما چقدر نگران بودیم نمی خواستیم دیگه هیچوقت این شعرو بخونید نگرانی بیجا نبود : 

 

وقت خداحافظ که گفتم گریه کردم 

پشت سرش خواندم دعا هم گریه کردم 

آغاز باران 2 چشمم با وداع بود 

چون ابر گریان من دمادم گریه کردم 

تقدیر من در زندگی هجران و غم بود 

بر سرنوشت از شدت غم گریه کردم 

از خاطرات کهنه مان چون یاد کردم 

در حسرتش آرام و کم کم گریه کردم 

تکلیف دل با یک نگاه معلوم من کرد 

بر مرگ دل آرام و نم نم گریه کردم 

اینک پشیمان نیستم از گریه کردن 

در حسرت آنم چرا کم گریه کردم

  

 

استاد آتشم زدید....در حسرتت آرام و کم کم گریه کردم.... 

 

 

 و نوشته استاد در دفتر خاطرات من: 

 

السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان 

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست/آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست 

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب/در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست 

بی تو هرلحظه مرا بیم فروریختن است/مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست 

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد/دیدنت آرزوی روز و شب چلچله هاست 

باز می پرسم از آن مسئله دوری عشق/و ظهور تو جواب همه مسئله هاست 

خدای متعال بر ما منت نهاده و مارا جزو شیعیان حضرت خاتم الاوصیا مهدی موعود عج قرار داده است امام مهدی ع در غیبت به سر می برند و ما اگر در مسیر امامان ثابت قدم باشیم و آنگونه که حضرت از ما انتظار دارند باشیم به فرموده امام معصوم ما از مردمان همه دوران های گذشته و آینده افضل خواهیم بود. چشمان بهاری و بارانی امام مهدی ع روز و شب به انتظار آمدن ما دوخته شده است او خیلی مارا دوست دارد و توقع دارد که ما برای ظهور او کارهای مهمی انجام دهیم. هرروز که می گذرد ما یک روز به ظهور سبز مولایمان حضرت مهدی عج نزدیک می شویم مباد آن روز بیاید و من و تو دست روی دست گزارده باشیم و کاری برای امام بزرگ و بزرگوارمان انجام نداده باشیم. امام منتظرمان در سخنی فرموده است:هرکدام از شما کاری بکند که به محبت ما نزدیکتر و از غم و اندوه ما دورتر گردد. و حرف آخر: 

اسیر پنجه دردیم بی تو، بهار آمد ولی زردیم بی تو، اگر چشم انتظار تو نبودیم، در این دنیا چه می کردیم بی تو.

 

  

جانبازی تنها واژه ایست که می شنویم اما دیدن دردهای جانباز... استاد را دیده بودیم در حال دردکشیدن و بیهوش شدن و سردردهای وحشتناک، تاولهای خونی شیمیایی، قرصهای پروفن را 6 تا 6تا یکجا میخورد .... آنقدر عمل کرده بود که بدنش به داروهای بیهوشی جواب نمی داد..... 

آنقدر توطئه علیهش می کردند....مدرک دکترایش را دریغ می کردند، کلاسهایش را می گرفتند، اخراجش می کردند، حقوقش را قطع می کردند، پرونده سازی می کردند..... 

 

اما تمام هستی استاد بسته بود به امام زمان عج، به عشق به ولایت که در راهش بعد جانبازیش باز جانباز شد اما همچنان میگفت برای ولایت باید جان داد و فدا شد.  

 

استاد دلم خوشه که شمارو دارم که تو تنهایی شبهای قبر مهمانم می کنید و تنهام نمیذارید، دلم خوشه که شفاعتم میکنید، خودتون گفتید یادتونه؟ گفتید نامه بنویسید برای شهدا و بدید من ببرم، دلم خوشه یه استاد رفیعی دارم که یقین دارم بین شهدا تو بالاترینهاشونه، از این به بعد باید بگم استاد شهید رفیعی.

 

و استاد شما رجعت خواهید کرد در صبح ظهور 

می گفتید دعای عهد بخوانید تا از رجعت کنندگان باشید.....  

 

میگفتید امام زمان عج رو به اسم مادرش صدا بزنید: مهدی زهرا، یوسف فاطمه

 

یقین دارم که بر بالین شهادتتان، مولای مهربانیها، امام زمان عج حاضر بود 

 

استاد شهیدم شهادتت مبارک 

 

فقط مرا دریابید که شکستم   

 

و استاد شما رجعت خواهید کرد در صبح ظهور  

پس تا صبح ظهور خدانگهدار

  

 

 

یا مهدی زهرا عجل علی ظهورک

  

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید.





 

 

  

 

تشییع مادر شهیدان بیات سرمدی، آسایشگاه جانبازان نیایش

دوشنبه 8 مهر‌ماه سال 1392 07:24 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 13 نظر چاپ

لبیک اللهم لبیک 

لبیک لاشریک لک لبیک 

 

 

یاحسین  

 

یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است... 

 

 

صبح روز شنبه 6 مهر راهی جوادیه می شوم، با دیدن بنرهای بزرگ شهیدان سرمدی از تاکسی پیاده می شوم...    

  

  

 

  

 

حاج آقا بیات سرمدی 

   

شکوهی برپا بود ..... تشییع ...... نماز میت برگزار می شود...  

   

  

 فرزند بزرگ حاج خانم زیر تابوت مادر  

 

 

همراه مادر شهید گمنام؛ بهروز صبوری و دوستانم راهی گلزار شهدا می شویم .... زودتر از بقیه میرسیم .... مزار شهیدان محمود و غلامرضا را می شوئیم ....   

می رسد کاروان پیکر حاج خانم ....تابوت را مقابل مزار فرزندان شهیدش بر زمین می گذارند ..... حاج آقا سرمدی را میبینم، آن پیرمرد شوخ طبع چقدر محزون است ....   

 

    

حاج آقا بیات سرمدی  

 

 

 

به سمت قطعه 25 حرکت آغاز می شود، لااله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله.... الله اکبر الله اکبر الله اکبر ..... یازهرا یاحسین یازهرا یا حسین زمزمه جمعیت تشییع کننده است ....   

  

 

 

ثانیه هایی می رسد که حقیقتاً حس میکنم حاج خانم را از دست داده ایم..... 

دوستانم چند ساعت قبل از فوت حاج خانم، ایشان و حاج آقا را برای نمایشگاه دفاع مقدس منطقه 18(خلیج) دعوت کرده بودند، حاج خانم بعد از روایتگری فرزندان شهیدش و توصیه به شناخت شهدا و عدم خیانت به آنها به خانه رفته بود و تنها  چند ساعت بعد به قرار ملاقات با فرزندانش لبیک گفت. فیلم سخنرانی حاج خانم را دیدم بسیار سرحال بود و با همان کلام شیوا و بی نهایت پخته و عمیق سخن میگفت..... 

وای وای وای .... گوهری از میانمان رفت که دیگر چون اویی بوجود نخواهد آمد ....خسرانی عظیم ..... 

وای حاج خانم ... وقتی می گویند محرمش بند کفن را باز کند می فهمم که حاج خانم دیگر نیست ....قرار از کف میدهم ....حاج خانم تورخدا مثل همون موقع که قول دادی سفارشمون رو به فرزندان شهیدت بکنی الان هم سفارش کن سلام به آقا اباعبدالله ع برسون .... 

حاج خانم واقعا دیگه نیستی؟ بین ما نیستی؟ آی ....آی .... آی .....  

حاج خانم دلم برات تنگ میشه، گفته بودی بازم بیاید براتون آش درست کنم ..... 

حاج خانم کور شدم انقدر گریه کردم....

آرزو داشتی حضرت آقا رو ببینی خودت می گفتی ...  

حاج خانم تنهامون گذاشتی، این جامعه چقدر به شماها نیاز داره ولی درک نمیشه ! 

حاج خانم تو لیست مهمونهای دعوتی برای بازگشت مادرم از سفر حج نوشته بودم: مادر شهیدان بیات سرمدی.... اما زنگ زدم به مادر گفتم حاج خانم رفت و مادر گفت که به یادش خواهد بود در سرزمین وحی .... 

 

حاج خانم یه فرد خوب عادی نبود، یه مادر شهید عادی نبود، اینو اونایی میدونن که میشناسنش یا حتی فقط یکبار دیدنش .....از چشم برزخی حاج خانم مطلبی گفت یکی از دوستانش که تنم لرزید .... الله الله از این عظمت .... 

 

گوشیت حاج خانم خاموشه، پیامک میزنم نمیرسه.... 

(مشترک مورد نظر میهمان شهیدان است، چون جنستان متفاوت است ارتباط با مشترک موردنظر امکان پذیر نمی باشد لطفا تماس نگیرید) 

 

حاج خانم تو گلزار شهداست اونجاییه که والدین چند شهیده تدفین میشن، حاج خانم درست پشت مزار حاجی بخشی آروم گرفته...   

 

از توی اون بهشتی که هستی برای ما بدبختهای دنیوی دعا کن مادر ........  

 

(مراسم ختم:2 شنبه، 8 مهر، جوادیه، خ 10 متری اول، بازارچه، مسجد فردانش، ساعت 16 الی 17:30) 

 

 

****************************** 

در ادامه روز 6 مهر : 

 

آسایشگاه جانبازان نیایش 

 

دوستان حزب الله سایبر زحمت کشیده و زمینه دیدار به یاد ماندنی را فراهم کردند.... 

 

با مادر شهید صبوری و دوستان می رویم سعادت آباد، آسایشگاه نیایش، زود رسیده ایم، منتظر دوستان حزب الله سایبر می مانیم ... حاج خانم صبوری خسته میشود کارت بنیاد شهید را نشان میدهد و ما قبل از دوستان حزب الله، روادید آسایشگاه را میگیریم، در همین حین دوستان حزب الله میرسند ....  

 

با جلوداری حاج خانم صبوری حرکت میکنیم که جانبازی در همان ابتدا(جانباز حسین قرابیگی) جلوی مادر شهید صبوری عرض ادبی میکند عجیب.....  

 

مسیر را به سمت آلاچیق طی میکنیم، جانبازی در راه می گوید: تسبیح پلاستیکی ندارید؟ این سخن را دفعه پیش نیز از او شنیده بودیم، هنوز جوان است اما شکسته، مجرد است و  دنیایی غریب دارد، با کسی دمخور نمی شود ....   

جانباز دیگری می گوید: سیگار نیاوردید؟ باز بغضم می ترکد و چهره ام را پنهان میکنم، تاب ندارم، نام شهید و وجود جانباز آتشم میزند دست خودم نیست، خدایا اینها همان نوجوانان و جوانان رشیدی هستند که وجودشان و الله اکبرهایشان لرزه بر لشگر بعثیها می انداخت، همان شیرمردان بزرگی که به گفته عارفین بزرگ، مصداق این حدیث از پیامبرند: آنان که در آخر زمان ایمانشان را حفظ کنند برتری دارند بر تمامی افراد تاریخ بشر (غیر از شهدای کربلا) از بزرگان شنیده ام که اینان از یاران امام زمان هم برترند .... خدایا آن جوانان برنا اکنون ......  

 

به آلاچیق میرسیم، جانباز حسین قرابیگی خود را به مادر شهید صبوری می رساند، لحظه ها را شکار و عکس میگیرم، می نشیند متواضعانه مقابل مادر شهید صبوری و می گوید: حاج خانم خوش به حالت مادر شهید، من هم چندسال مفقوالاثر بودم و پدرم دق مرگم شد، آنقدر دردل می کند و خاکسار مادر شهید می شود که به خدا قسم از خجالت آب می شوم، او که خود از جنس شهید است اینهمه تواضع دارد ما چه باید بکنیم .... !  

 

 

 

به مادر شهید میگوید ما فراموش شدیم و .....  شنیدن این جمله از زبان این عزیزان چقدر دردآور است.... می پرم وسط حرفش و می گویم به خدا فراموش نشدید ما فراموشتون نکردیم به خدا فراموشتون نکردیم .... گویی که مرهمی بر زخم دلش گذاشته می شود با رضایتی می گوید: می دونم چون شما از جنس مایید شما هم فراموش کنید دیگه هیچی. اما شما از جنس مایید فراموش نمیکنند بچه های بسیج از جنس خودمون هستند.... چه فخری به خلایق میکنم که جانبازی مارا به جمع جنس خودشان راه میدهد و عزتمان میگذارد .... برای من، طیران در آسمان است این عزت ....می گویند این جانباز 3 روز پیش به کما رفته و معجزه وار برگشته.... هنوز جوان است.... آن روزها کم سن بوده ...  

 

جانباز حسین قرابیگی چادر مادر شهید صبوری را میگیرد و چند بار بر آن بوسه میزند مادر هم خم شده و شانه اش را می بوسد ... می گوید مادر من پسرتم فکر کن پسرت اومده، من مفقوالاثر بودم پدرم دق مرگم شد.....    دلدادگی مادر و فرزند ... شهید و جامانده .....غوغا می کند در فضا ....برخی دوستان اشکهای مرواریدی می ریزند .... 

تا انتهای مراسم می گوید چقدر خوشحالم مادر شهید شونمو بوسید عزت داد بهم، منت گذاشت.  

 

هر موقع با جمعی به دیدن عزیزان ایثارگر می رویم دغدغه آن دارم که دوستان آیا میدانند این عزیزان چه مشکلاتی دارند؟ اینبار هم در این فکرم.... که جانبازی گرانقدر اینگونه شروع میکند:   

به بهشت زهرای نیایش خوش آمدید(چندباره آتش میگیرم، بهشت زهرا گفتن حکایت از مرگ تدریجی و انزوا و افسردگیست)

دفاع مقدس روزهای به یادماندنی بود و امروز خط شکنان زمان دوران دفاع مقدس اینجا گرد هم آمدند و کسی آنها را نمی‌شناسد؛ من در مقابل بچه‌های دیگر قطره‌ای هستم و به نیابت از آنها می‌گویم که جانبازان اعصاب و روان مظلوم واقع شده‌اند؛ چه در جمع مردم و چه مسئولین. ما فراموش شدیم.

هفته دفاع مقدس، هفته مهم و خاصی برای ایثارگران است؛ توقع می‌رفت که در این ایام مسئولان به آسایشگاه بیایند و قدم روی چشم‌های ما بگذارند و گره‌ای از کار ما باز کنند اما به جز بسیجیان هیچ مسئول رده بالایی به دیدار ما نیامد؛ فقط ما هستیم و پرسنل خوب آسایشگاه نیایش. 

یک زمانی زنان این مرز و بوم چادر به دندان می‌گرفتند و با بوی اسپند ما را راهی جبهه‌های جنگ می‌کردند؛ آنها خودشان به اتوبوس می‌رساندند تا به ما دست تکان دهند؛ انگار آن روزهای رشادت، ایثار و محبت گذشت و تمام شد. 

در آسایشگاه نیایش جانبازانی هستند که ۱۵ ـ ۲۰ سال در اینجا حضور دارند؛ تنها خوشحالی آنها می‌دانید چیست؟ این است که یکی از اقوام و آشنایان بیایند و او را به مدت ۱۲ ساعت بیرون ببرند؛ گاهی آنها را در بیرون از منزل مهمان می‌کنند و ناهار می‌خورند و بعد دوباره به آسایشگاه بازمی‌گردانند؛ این می‌شود دل خوشی آن جانباز و تا مدت‌ها در خاطرات همین ۱۲ ساعت زندگی می‌کند. 

ما از دنیا طلب نداریم؛ اما باید خانواده‌های ما تأمین شوند؛ که متأسفانه با حقوق‌های ناچیزی که می‌گیرند و برخی هم نمی گیرند، تأمین نمی‌شوند؛ ما از این دنیا لذتی نمی‌بریم، اگر لذتی هست یادآوری خاطرات دوران دفاع مقدس است؛ روزهایی سرشار از رشادت، مردانگی و گذشت. 

صحنه کربلای حسین(ع) را در هشت سال دفاع مقدس دیدیم؛ شب عملیات فرمانده به پسر ۱۳  ـ ۱۴ ساله می‌گوید: فردا عملیات است شهید می‌شوید آن نوجوان می‌گوید برای همین آمدم و شهید می‌شود؛ این همان تکرار صحنه‌ رخصت میدان قاسم بن‌‌الحسن(ع) در کربلاست. 

این روزها می‌بینیم کسانی که به خودروهای آخرین سیستم سوار هستند، خیلی راحت از کنارمان عبور می‌کنند؛ به این نمی‌گویند مردانگی؛ مردانگی آن است که بچه‌های رزمنده در مرداد ماه و در گرمای تابستان، یخ سهمیه سنگر خودشان را به سایر رزمنده‌ها می‌دادند و خودشان از آب خنک می‌گذشتند.  

 

در زمان جنگ کسانی بودند که به خارج از کشور رفتند و تحصیل کردند؛ بعد که کشور آرام شد، آرامشی که ما فراهم کردیم، دکمه‌ یقه را سفت بستند و شدند بردار  و امروز برای ما تصمیم می‌گیرند؛ قانونی را طرح و تصویب می‌کنند که به ضرر ایثارگران است! (بخصوص این جانباز دل پری داشت از نمایندگان مجلس و اما از بنیاد شهید سربسته می گویند، درست است که واهمه ای ندارند و چیزی برای باختن ندارند اما جایی که زیر نظر بنیاد است محدودیتهایی هم دارد، وگرنه عامل اصلی وضعیت اسفناک این عزیزان بنیاد شهید است)

با تمام این شکواییه‌ها می‌خواهم بگویم این حرفها نشانه نارضایتی نیست؛ سوء تعبیر نشود؛ ما جانبازان تا آخرین قطره خون‌ پشت ولایت می‌ایستیم، دست از ولایت بر نمی‌داریم  و صحنه را خالی نمی‌گذاریم.  

 

این جمله را که می گوید یکصدا فریاد میزنند الله اکبر خامنه ای رهبر .... رگ غیرتشان را دیدم دیدم به خدا دیدم، خدایا چقدر متواضع و غیور، با تمام مشکلات همچنان در صف اول اعتقاد راسخ، همان اعتقادی که برای آن جان داده اند....می گویند با همین جسمهای شکسته آماده ایم....   

 

وقتی می گویم همه عزت و آرامش و همه چیزمان از شماست همگی می گویند وظیفه مان بود....(وظیفه من و ما چیست؟!) 

 

جانبازی بود گفتند 14 سالگی رفته و 17 سالگی جانباز شده و مدتهاست که در آسایشگاه است، سیرتها را میبیند هیچ گناهی نکرده، به هیچ زنی نگاه نمی کند، هرچه گفتند نگاه کن این خانمها حرف دارند نگاه نکرد که نکرد حرفی هم نزد اما با آقایان حرف میزد ....گفتند غیرممکن است نگاه کند..... وای خدایا مخ کوچک و ناقصم سوخت و دود کشید و تمام شد... آخر اینهمه وارستگی مگر ممکن است ؟!!!     

 

فضای شادی را دوستان فراهم میکنند: هنرمندان تقلید صدا و ... تئاتر برگزار می شود و هرکسی می آید و دهانی آواز می خواند.... برخی جانبازان به شدت شادند و دست میزنند اما برخی را گویی هیچ چیزی شاد نمیکند در خلسه خاصی هستند ... هنرمند و مجری مدعو، آهنگهای زیادی می خواند و چند آهنگ که برای ایران خوانده شده، جمعیت که محو تماشای خواننده است نگاهی به چهره جانبازان می اندازم بعضی گریه میکنند، جانبازی تاب ندارد و با شنیدن مضامینی از قبیل؛ ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود چه سفرها کرده ایم... رنج دوران برده ایم .... بغض شدیدی دارد اما کنترل میکند و به سرعت برمیخیزد و آقایان را کنار میزند و می رود تا بغضش را منفجر کند .... سخت است برای مردان غیور .... حس حماسی ما گل میکند غیرت آنها که جای خود دارد اما درد آنجاست که امروزشان غریبانه است....اینجاست که گریه وجودشان را میشکند.... کسی متوجه رفتنش نمی شود . 

 

 

امروز پیر است اما روزگاری خطشکن بوده. خط شکن!                                                              دریای برادری و عاطفه اند  

 

چندنفرشان آواز میخوانند، آهنگهای مرحوم بسطامی و چقدر هنرمندانه، بعضیها با لحن سرودهای انقلابی، شیطنت میکنند و جمعیت از خنده ریسه میرودند: برادر برادر شماره ای بده به من .... ای خواهر ای خواهر شماره ای نمیدم باهات قرار میذارم تو پارک ملت ....     یاد بذله گوییها و شادیهای رزمندگان در آن روزها می افتم..... همه چیزشان به جاست؛ غیرتشان، هنرشان، شادیشان، ادبشان و ......اما افسوس که بدجوری شکسته اند، دردهای جسمشان به کنار ..... شکستندشان آب ندیده و آبی شده ها و یک شبه انقلابی شده ها، حاجی گیرینفها شکستندشان .... نیازی به توضیح مفصل نیست همین که آه می کشند و می گویند فراموش شدیم، تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل .... 

   

 

 

نه اشتباه نشود جو شادی بود همه راضی بودند و شاد همه بچه ها هم جانبازان ... تا غم دارند غم دارم دست خودم نیست.    

  

خداحافظی میکنیم...، سمت خروجی، جانباز حسین قرابیگی ایستاده و  می گوید خاک پای شما سرمه چشمان ما.... می گویم نگید توروخدا ما خاک پای شماییم ..... باز چشمش به مادر شهید صبوری می افتد و می گوید مادر شهید همش جلوی من درمیاد بهم عزت میده شونمو بوسیده....

 

راستی میدانیم جانباز اعصاب و روان کیست؟ درد چیست؟ چرا برخی جانبازان ازدواج نکرده اند؟(مجرد ماندن برای زن عجیب نیست اما برای مرد عجیب است). برخی خانواده ای ندارند یا اینکه خانواده رهایشان کرده اند و در آسایشگاه زندگی میکنند. اینکه می گویند ما فراموش شده ایم چه معنی میدهد؟ وقتی برای دیدار که حداقل ترین تکلیف ماست، تریلی تریلی و قطارقطار بهانه ردیف میکنی، کاش کمی بیندیشی که اندیشیدن سرمایه بزرگیست که در احادیث گفته شده برتر از 70 سال عبادت است، کاش بیندیشی که اینها برای یک عمر عزت و آرامش ما، یک عمر آرامششان را فدا کردند و اکنون دریغ از عزت..... کاش بیندیشی که اولویت دادن به خود و کارهای خود، همان روحیه منفعت طلبی حاکم بر غرب و مکتب سرمایه داریست. تو میدانی متعلق به کدامین مکتبی؟! روحیه جهادی داشتن یعنی ایثارکردن، کمی وقت گذاشتن برای این عزیزان ایثار بزرگیست یا انجام تکلیف؟ کاش بیندیشی؟     

 

 و آسایشگاه.... 

بعضی اینجا زندگی میکنند 

هر روز اینجا.... 

 

 

  

لطفاً جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید.