X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

الشام، الشام، الشام

جمعه 17 دی‌ماه سال 1389 05:10 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 38 نظر چاپ

الشام، الشام، الشام 

 

آنجا که به بانوی من زینب خیلی سخت گذشت..... 

 

گفنتد کجا خیلی سخت گذشت؟ فرمود الشام، الشام، الشام.... 

 

و من اینک عازم دیار شامم، دیاری که بر بانویم سخت گرفته............ 

 

می روم تا در ۵ صفر بر مزار ۳ ساله حسین، نازنین رقیه ام ، گریه کنم، عروسکی هدیه کنم و شمعی روشن کنم.... 

 

گریه کنم و بگم نازنین رقیه ام بلندشو ببین برات عروسک آوردم بانو!  

 

می روم تا سوگوار ۳ ساله حسین باشم، شاید زینبم آهش کمتر شود، می روم تا بر پاهای تاول زده و کوچک نازنین رقیه ام بوسه زنم.... 

 

بانوی من! نازنین رقیه ام! چرا از کاروان جا موندی؟سر بابا رو نیزه برگشته بود و با نگرانی نگاه می کرد که رقیه جا مونده ... عمه التماس کرد که توروخدا بذارید خودم بیارمش.... کجا بود مادرت که غریب موندی و جا موندی؟ نازنینم چرا جا موندی؟ 

 

نازنین رقیه ام ! وقتی گوشوارتو کشیدن و گوشت پاره شد ما کجا بودیم.....  

 

وای از دل زینب..... ام مصائب زینب.... که چه ها دید ..... 

 

عمه جان چیراغی یاندیر / بو خَرابنی دُلاندیر... 

آختاریم تاپیم بابامی....... / آچیم گُرسدیم یارامی  

 

 ترجمه: 

 

عمه جان چراغی روشن کن/ و این خرابه رو اداره کن...........  

تا بگردم بابامو پیدا کنم...... / و باز کنم  و زخم هامو نشونش بدم 

  

آتش به جانم می زند این روضه آذری............................ 

 

نازنین رقیه ام ! شیرین زبان حسین ع ، ببین برات عروسک آوردم بانو!   

 

این هم عروسک نازنین رقیه ام  

 

 

 

  

(از بین یه عالمه عروسکهای مزخرف باربی به زحمت اینو پیدا کردم) 

 

اگر دلتون شکست ماروهم دعا کنید و به بانو رقیه سلام بدید: السلام علی الرقیة الحسین

  

 

 

لطفا برای کامنت گذاشتن به قسمت بالای پست مراجعه کنید