X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

نامه دختر یهودی به کنگره سرداران و شهیدان استان فارس

یکشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1390 07:01 ب.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 32 نظر چاپ


 

نامه دختر یهودی به کنگره سرداران و شهیدان استان فارس 

 

خواهر یهودی ام ! چقدر زیبا دریافته ای پیام شهیدان را 

 

 

"پردیس ساعور" دختر نوجوان از اقلیت کلیمی در نامه‌ای خطاب به دبیرکل اجلاسیه سرداران و 14 هزار شهید استان فارس نوشت:  

کنگره بزرگ سرداران و شهدای استان فارس سلام.

من پردیس ساعور یک دختر ایرانی کلیمی هستم. خواستم پاسخ سؤالات شما را در قالب یک نامه بدهم. من با توجه به سن و سالم مطالب زیادی درباره‌ شهدا و جنگ نمی‌دانم و بیشتر در تلویزیون فیلم‌های مربوط به جبهه و جنگ دیده‌ام و در کلاس چهارم دبستان داستان سرگذشت شهید فهمیده را خوانده‌ام

ما در جامعه‌ کلیمی خودمان هم یک شهید داریم : شهید اسحاق تیزابی و خیلی به او افتخار می‌کنیم. یک روز جمعه با مادرم برای مصاحبه نزد پدر اون شهید رفتیم.  

پدرش خیلی پیر بود و برای مادرم از خوبی‌های فرزند شهیدش می‌گفت. آنجا فهمیدم که شهدا چقدر انسان‌های خوب و پاکی بوده‌اند، اون‌ها جوان‌های دلاوری بودند که از همه چیز خود گذشتند و جلوی توپ و تانک دشمن ایستادند تا آنها نتوانند خاک ما را بگیرند.  

 

امروز ما آسایش و راحتی خودمان را مدیون شهدا هستیم وقتی با خیال راحت به پارک و سینما و تفریح بریم می‌دونیم که خون پاک آنها که به زمین ریخته باعث آسایش امروز ما شده. پس ما باید به اون‌ها (شهدا) با درس خواندن و حفظ حجابمون نشون بدیم که پیرو     راهشون هستیم تا اونها توی اون دنیا از ما راضی باشند  . 

وقتی عکس شهدایی مثل شهید هاشم اعتمادی و محمد اسلامی نسب را روی دیوار چهارراه پارامونت می‌بینم با اونا حرف می‌‍زنم و بهشون می‌گم که من چقدر دوسشون دارم و بهشون قول دادم که همانطور که شما از ما دفاع کردید منم از خون شما پاسداری می‌کنم و با درس خوندنم کشورم را در دنیا مطرح می‌کنم.  

 

 راستی این را هم بگویم با این که کلیمی هستم ولی در کلاس قرآن مدرسه شرکت می‌کنم و چند سوره قرآن را نیز از حفظم و برای شهدا می‌خوانم ولی از شما انتقادی هم دارم که چرا عکس شهید ما را توی شهر نمی‌‍زنند؟ 

 روزهای تعطیل عید توی هر خیابون که می‌رفتیم عکس شهید تیزابی نبود! چرا شما از شهدای اقلیت تجلیل نمی‌کنید؟  

من به عنوان یک دختر ایرانی کلیمی به کشورم و سربازان  و بسیجی‌ها و پاسداران و ارتشی‌هایی که برای آزادی خاکم از دست عراقی‌ها جنگیدند و شهید شدند افتخار می‌کنم و از آن‌ها درس فداکاری و ایثار و با خدا بودن را یاد  گرفتم

به نظر من بالاترین درسی که می‌شود از این شهدا آموخت درس ایثار و از خودگذشتگی است چون اونها خونه و زندگی و بچه‌هاشون رو برای دفاع از خاک وطن شون رها کردند و رفتند و ما باید با تمام وجودمان به فکر بچه‌هاشون باشیم تا آنها کمبود پدراشون را    کمتر احساس کنند

 

 ای کاش من هم در زمان جنگ بودم تا از نزدیک شجاعت و دلاوری سرداران ایرانی را می‌دیدم.

دستان کوچکم را به آسمان بلند می‌کنم و از خدای شهدا می‌خوام که به من نیرویی بده که بتونم با خوب بودنم برای میهنم دل آن‌ها را شاد کنم

خیلی دوست دارم از شهدا و جانبازان و اسرا بیشتر بدانم ولی نمی‌دانم کجا باید بروم و خوشحال می‌شوم مرا راهنمایی کنید

 دیگر سرتان را درد نیاورم. در پایان برای سلامتی شما مردان بزرگ که برای زنده نگه داشتن یاد شهدا زحمت می‌کشید دعا می‌کنم و از خدای مهربان آرزوی بهترین‌ها را برایتان دارم.   

 امیدوارم روزی برسد که بتوانم با مادرم به کنگره بیایم و از نزدیک با شهدا آشنا شوم. دستان شما را می‌بوسم دوستتان دارم.

 

دختر شما پردیس ساعور»

 

 منبع : http://janbazweb.com/last-news/760-1390-02-02-17-58-04 

 

 

------------------------------------------- 

کنگره سرداران استان فارس بعد از این نامه بنر بزرگی از تصویر شهید یهودی؛ اسحاق تیزابی رو تهیه و برای تبلیغ کنگره در یکی از پرترددترین مکانهای شیراز نصب کرد. 

 

 

و اما اینجا دختران شیعه پا روی خون شهید می گذارند و خون به دل مادر شهید می کنند. اما تو خواهر نازنینم چقدر زیبا پیام شهیدان را دریافته ای.   

تو بی آنکه آموزشی ببینی دانستی که شهیدان که اند و چه خواسته اند: حجاب و وطن و ...  

برای من هم دعا کن خواهرم چرا که نزد شهیدان، سخت عزیزی و جاده دوطرفه دوستی با شهدا را زود پیدا کرده ای بدون قطب نما که اگر قطب نما داشتی به کجا می رسیدی؟  

 

این همه معرفت عمیق را چگونه کسب کرده ای ؟  

دست مرا هم بگیر که تو به شهدا نزدیک تری...............  

پردیس عزیزم! چقدر به شهدا نزدیکی که این چنین درکشان کرده ای ...................... 

پردیس عزیزم خوش به حالت ..................مراهم دریاب که محتاج دعای نابت هستم ..........  

پردیس نازنینم ! ای کاش فقط سر سوزنی از شعورت را مسئولین بنیاد ضد شهید و جانبازان داشتند ......................... 

خدایا سرزمین اهورایی من چه رادزنانی دارد ...........چه پردیس هایی دارد 

راست گفتند که شهدا متعلق به زمان و مکان نیستند.....باید دنباله قافله را گرفت..........هنوز صدای جرس کاروان می آید .... راه تو را می طلبد .... حسین ع منتظر است..... شهدا موانع راه را برداشته اند.... انتهای جاده معلوم است.... حسین ع ایستاده و  مهدی عج آماده عزیمت ....راه تو را می طلبد ....   

 

 

 

یازهرا مادر شهیدان

 

 

 

 

لطفا برای کامنت گذاشتن به قسمت بالای پست مراجعه کنید.