X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

حیدر بابا دونیا یالان دونیادی/ سلیمانان نوحدان گالان دونیادی

سه‌شنبه 29 شهریور‌ماه سال 1390 08:13 ب.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 24 نظر چاپ

  

حیدر بابا دونیا یالان دونیادی/ سلیمانان نوحدان گالان دونیادی 

  

  

 

سفر به تبریز و دیدار از دیار استاد شهریار، ستارخان و باقرخان، علامه طباطبایی، علامه قاضی طباطبایی، شهیدان محراب؛ قاضی و مدنی، هاوارد باسکرویل، شهید شفیع زاده، شهید تجلایی و ........ در کنار اینها دیدار از انبوده آثار ارزشمند باستانی همچون سایت موزه عصرآهن و ... برای چندمین بار .... خیلی عالی بود.... 

 

دیار آذربایجان برای من که آذری هستم گرمی خود را دارد و اما تبریز زیبا با سابقه انقلابی و شهدایی که جای خود دارد .......... 

  

و اما استاد شهریار ... افکار شهریار ... اشعار شهریار ... 

 

سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار مرد بزرگی که اشعار او در مدح حضرت علی ع همزمان با مکاشفه آیت الله مرعشی نجفی بوده است و این خود دلیلی است بر بزرگی این انسان .

آیت الله بهاء الدینی که به گفته علمای بزرگ هنوزهم صدای یابن الحسن از مزارش در جوار حضرت معصومه ع به گوش میرسد دعایی در حق استاد کرده که فشار قبر از او برداشته شده ... خوش به حالت شهریار .... 

 

شال می بست و ندایی مبهم / که کمربند شهادت محکم 

شال شه وا شد و دامن به گرو/ زینبش دست به دامن که مرو 

دست در دامن مولا زد در / که علی بگذر و از ما مگذر  

در جهانی همه شور و همه شر/ ها علیُ بشرُ کیف بشر  

شبروان مست ولای تو علی/ جان عالم به فدای تو علی  

 

منظومه حیدربابای او به زبان آذری به 90 زبان ترجمه شده گرچه مفاهیم آن حتی قابل ترجمه به فارسی هم نیست و مفهومش را از دست میدهد اما بازهم لطف خود را دارد... باید آذری باشی تا عمق مفاهیم این منظومه را درک کنی .... 

 

موزه ادبی استاد شهریار، خانه اوست، خانه ای زیبا و ساده ... وارد خانه که میشوی مضامین بلند انسانی به ذهنت هجوم می آورد و  اختیار اشکهایت را از دست می دهی ... مسئولین موزه می گویند که هرکس می آید گریه میکند بخصوص اگر دیدار همراه با پخش صدای شعرخوانی استاد هم که باشد... آتش به لایه های ذهنت میزند و یاد صمیمیتها و بی ریایی ها و صداقتهای گذشته ..........  

 

 

 

 

 

 

استاد شهریار ضد افکار پان ترک نیز هست.... انسان بزرگی چون او نیک می دانست که آذربایجانیها اصیل ترین پارسیان هستند چرا که بر اساس شواهد باستان شناسی و تاریخی، نخستین زیستگاه قوم آریایی در بدو ورودشان به ایران، آذربایجان بوده و بعدها به سمت جنوب مهاجرت کردند و نام خود را بر آن سرزمین نهادند : پارس (استان فارس) . زبان مردم این دیار از دیرگاه پهلوی (فارسی باستان) بوده و زبان ترکی وارداتی است به هنگام استیلای قوم مغول بر این دیار. زبان کنونی آذری (نگوییم ترکی) مخلوطی از زبان ترکی و تاتی و هرزنی است که تاتی و هرزنی مشتق از پهلوی (فارسی باستان) است.   

  

   

  

شعر استاد شهریار برای حضرت ماه : 

  

در رکوع و سجــودِ خامنـــه‌ای
من هم از دور ســرنگون دلـــم
خاصه وقتِ قنـوت او کز غیب
دست‌ها می‌شــود ستــون دلــم
او به یک دست و من هزاران دست
بــا وی افشانــم از بطــون دلـم
عرشیان می‌کشند صف به نمـــاز
از درون دل و بــــرون دلــــم
من برونی نیم، خـــدا دانــــد
کاین صـلا خیزد از درون دلم 

 

نظــر بـه چشــم یتیمـان نمی‌کند طاغوت
ببین چه می‌کند این سیل اشک و طغیانش
گــو شهریار همه ناتوان مبین خــود را
که نــاتوانی مــا هــم خداست تاوانـش
شهید زنده‌ی ما خود رئیس‌جمهوری است
که دست داده به قرآن که جان به قربانش
 

  

شعر استاد در تقبیح پان ترکهای بی بصیرت و ناآگاه :  

 

روز جانبازیست ای بیچاره آذربایجان
سر تو باشی در میان هر جا که آمد پای جان

ای که دور از دامن مهر تو نالد جان من
چون شکسته بال مرغی در هوای آشیان

تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو
پور ایرانند و پاک آیین نژاد آریان

اختلاف لهجه، ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان

گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نه ای
صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان

بی کس است ایران، به حرف نا کسان از ره مرو
جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان

با خطی برجسته در تاریخ ایران نقش بست
همت والای سردار مهین، ستارخان

این همان تبریز کامثال خیابانی در او
جان برافشاندن بر شمع وطن پروانه سان

این همان تبریز کز خون جوانانش هنوز
لاله گون بینی همی رود ارس، دشت مغان 

 

 

شعر استاد در مدح امام خمینی :  

 

آبی که خاک کشـور مـــا در میان گرفت
خاکش جواهری است که در پرنیان گرفت
بنشان غبــار فتنــه که این نوبهار عشــق
چون ابـر انقلاب بـه ســر سایبـــان گرفت
جان‌بخش بــود بـاد بهارش به کوه و دشت
هر جا گذشت سبزه بجنبید و جـان گرفت...
سیمرغ دین به کوری اسفندیار کفــــر
پــرورد رستمی که کمین و کمــان گرفت
خواهم شدن بنعره، به خاک حکیم طـــوس
کان ژنده‌پیل زنده شد و هفت خــوان گرفت
این «رهبـــر کبیر»، «خمینی بت‌شکن»
خـط امان خــود از «امـــام زمــــان» گرفت
سر پنجه «ولی» است کزین آستــان بـرون
بیخ گلوی فتنـه آخـــر زمــــان گرفت...

 

شعر استاد در مدح گلزار شهدا : 


بهشتی هست، از زهــرا به تهـران
که هــر دم لاله‌ای می‌کارد احمـر
رجـایی‌ها، در آنجــا، باهنــرها
مفتــح‌هـا، شـریعت‌هـا، مُطهـــر
مجـاهـــد آیت‌الله طالـقــانــی
به نستـوهی و بستیزی، ابــوذر
بهشتی شــــاهِ مظلـوم شهیدان
به هفتاد و دو تــن کانـون گوهـر
چه چمران و چـه فلاحی و یاران
همه سـر کرده و سـردار و سـرور
شهیدان جهــاد و جبهـه جنـگ
چمن‌های خزان، گل‌های پــرپــر

 

سلام، ای کربلای خـون، هویزه
حسینت بود، بـا یاران دیگـــر
به خون آغشتگانی بی‌سر و دست
ردیف قاسـم و عبــاس و اکبــر

 

  

 

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای پست مراجعه کنید.