X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

به لطف خدا از عتبات عالیات برگشتم

یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390 06:26 ب.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 25 نظر چاپ

 

سفرنامه کربلا 

  

به لطف خدا و عنایت ارباب و دعای دوستان و به کوری چشم بعضیها بازگشتم از عتبات عالیات. 

 

دعاگوی دوستان بودم و نایب الزیاره ... گرچه لایق نبودم اما همه جا به نیابت از شهدا و ایثارگران و امام خمینی و امام خامنه ای و همه ملتمسین دعا و دوستان و علی الخصوص کسانی که در قضیه جانباز رفیعی نژاد مارا همراهی کردند، همه جا نماز خواندم، دعا کردم، به اربابانمان سلام دادم... تو بین الحرمین که مرتب باید به روبرو و پشت سرت سلام بدی همه مدنظرم بودند ... روز عرفه که جای خود .... زیر گنبد ارباب حسین ع .... یادتان بودم... اما شکایت هم کردم از آنهایی که مسخره کردند، زیر سوال بردند، تهمت زدند, تهدید کردند   

 

به کوری چشم بعضیها که در کامنتها نوشته اند بری برنگردی و... بازهم انواع تهمتها، میگم که همسنگر بسیجی برگشت، آی بدبختها اگر هم برنمی گشت که شهید بود و مرگ در عتبات دعاست نه نفرین ناخواسته دعا کردید گرچه دعای شما هرگز به آسمان نمی رسد اما شماهایی که میخواستید همسنگر بسیجی برنگردد تا حلقوم فریاد برای ایثارگران خاموش شود، من تنها حلقوم نیستم  ... به کوری چشمتان برگشتم با عزمی جزم تر و حلقومی رساتر و فریادی بلندتر .... شما خود مرده اید و بوی گند مردارتان شهر را آزار میدهد...   

 

دلریش بی غیرت هرزه بدبخت .... که بنیاد ضدشهید آکنده از وجودهای کثیفی چون توست و نیز برخی مراکز حساس که متاسفانه کثافتهایی چون تو در آن نفوذ کرده اند ...من برگشتم...تا کور شود هر آنکه نتواند دید .... 

  

 

سفرنامه   

 

نجف اشرف  

 

غربت مزار مولا علی ع کاملا محسوس است. سنگینی خاصی دارد و مظلومیتش را فریاد میزند ...این را اکثر زائرین میگویند ...نجف خیلی شلوغ بود طوری که حدود یک ساعت و نیم در صف به قول خودشان تفتیش معطل میماندیم و جایتان خالی... بگویم از فرهنگ بسیار پایین مردم این سرزمین ....مردم اینجا را که میبینم یاد این می افتم که هیچ جا ایران نمیشه و انگار خداوند اسلام را خلق کرده برای ایران ... نه اشتباه نشه ما نژادپرست نیستیم و به گفته قرآن ان اکرمکم عندالله اتقیکم... اما مردم اینجا فرهنگ عجیبی دارند ... با اینکه همه چیزشان را مدیون ایرانند اما اردادتی به ایرانی ها ندارند و هنوز به ما چشم عجم نگاه میکنند....  

 

اینان با اینکه شیعه اند از دین چیز زیادی نمی  دانند.... جلوی ضریح مولا امیرالمومنین میخوابند و پاهایشان را دراز میکنند ...حتی آب دهان می اندازند...میخوابند و بلند میشوند و بدون وضو نماز میخوانند...نمازها را اشتباه  میخوانند... 

هرچی هم بهشون میگی نوم فی الحرم مکروه و ... با انواع جمله ها اما قبول نمیکنند... 

 

از برگزاری نمازجماعت که نگو افتضاح ...صداها در هم میپیچد ... مکان مختصری را به خانمها اختصاص داده اند در حالی که در امام رضا صحن انقلاب که صحن اصلی است متعلق به نماز جماعت بانوان است...مردان اینجا اصلا بلد نیستند به روش مردان مسلمان وقتی خانمی را دیدند کنار بکشند ...کلا عادت ندارند از کنار مانع جلوی راه عبور کنند بلکه با هیکلهای تنومندشان همه موانع را به کنار میزنند....و این ربطی به چشم پاکی یا ناپاکیشان ندارد.... 

 

در مسجد کوفه هنگام نماز مردان عراقی به راحتی از روی سر زنان سجده گزار رد میشوند و پا روی چادرها و و پاهای زنان میگذارند .... گویی هیچ تعریفی از عدم اختلاط زن و مرد برای اینها نشده ... معذرت خواهی که در فرهنگشان وجود ندارد. به چند نفر از خانمها گفته بودند عجوزه!! خانمی پیش همسرش بوده و به اجناس مغازه نگاه کرده اما خرید نکرده بود صاحب مغازه آب دهان انداخته بود ....  

 

  

کربلای معلی  

 

جاتون خالی روز عرفه و  عشق ارباب ...اما ازدحام جمعیت حالی برایمان نمیگذاشت البته هرچقدر هم شلوغ اما به شلوغی امام رضا ع نیست اما قضیه اینه که عراقیها با هیکلهای بسیار تنوموندشان حسابی ایرانیها را مجروح میکردند...دورو بر ضریح فقط اعراب بودند چون ایرانیها جرات حرکت نداشتند. خلاصه جسمی مجروح از کتکهای اعراب به ایران آوردیم .....مردمی هستند فوق العاده خشن.... زنان عرب اگر از کنار یک زن قوی هیکل ایرانی فقط اگر رد شوند هم آن بنده خدا به کناری پرتاب خواهد شد چه برسد به اینکه اینها با تمام قوا زائران ایرانی را نمیگم هل میدادند بلکه پرتاب میکردند و با دستهایشان سر و گردن و بازوهای ما را نشانه رفته و مجروحمان میکردند ... جایتان خالی همه ایرانیها شاکی بودند. اگر هم اعتراض میکردیم با آن صداهای بلندشان یه عالمه فحش و بدوبیراه نثارمان میکردند.. مثلا: هنگام نماز کنار بنده جایی بود که فقط یک کودک میتونست اونجا جا بشه، بانویی چند تُنی آمد و با یک ضربه من و همراهم رو پرتاب کرد و نشست ...هرچی بهش گفتیم لاحلال .... انگار نه انگار و ما ماندیم بدون جا برای نماز... هنگام رفتن هم دستهای نامبارکش را بر جسمهای ما نهاد و بلند شد و ما فشار قبر را حس کردیم نیم خیز که شد برای تکیه گاهی دیگر دست بر گِردی سر ما گذاشت و تمام وزن 170-80 کیلوییش   مارو له و خورد و خمیر کرد و در آن شکنجه گاه فریاد یازهرا سر دادیم ...مگه بلند میشد ... یازهرا میگفتم و به زحمت دستهاشو از رو سرم کندم و یک دعوای حسابی کردیم... 

 

جاتون خالی که خادمین حرم فقط به ایرانیها تذکر میدادند و اصلا به خودشون کاری نداشتن...ما رو حسابی تفتیش میکردن اما به اهالی خودشون اجازه میدادن زیرزیرکی موبایل ببرن داخل... خادمین حرم ها فوق العاده خشن و بی ادب بودند. برای جلوگیری از ازدحام مارو میگرفتند و با فشار هرچه تمام پرت میکردند و میگفتند یالاه خانم .... اما به اون اعمال اهالی خودشون اصلا کاری نداشتند .... واقعا که اون حرم هار رو ما ساختیم ...عراقیها تو همه چیز مدیون ایرانیها هستند اما اصلا ارادتی به ما ندارند ....  

خادمی دوست ما رو با فشار تمام پرتاب کرد و من هم به شدت اعتراض کردم و صداهامون بالا گرفت گفتم همه چیزتون رو مدیون مایید فوری گفت لا لا لا لا  گفتم این چه رفتاریه ما زائر حسینیم حق ندارید با ما اینطوری رفتار کنید و ...یه دنیا فحش و بدوبیراه از سمت بانوان عراقی حواله ما شد...اگر ایرانی کوچکترین اعتراضی بکنه کلی بهش فحش میدن.... 

 

وای نمیدونید دوستان ... خدا دوتا دست به اینها داده که با اون هرچی جلوشون بود رو محو و نابود کنن.....پا رو چشمت بزاره و چشمت دربیاد ککشون نمیگزه..نماز میخونی میاد هلت میده اونور و خودش می ایسته...میاد مهرتو برمیداره و میمونی .... 

 

گفتم کی گفته امام رضا غریبه ؟! امام رضا مهمون نازنین ایرانیهاست و عزیز ...خادمینش با اون ازدحام زائرارو نوازش میکنن اما اینها با کمترین شلوغی مارو میزنن.... 

 

جا داره سازمان حج و زیارت اعتراض کنه و خادمین اونها پیش ایرانیها آموزش ببینن.... حق ندارن به ایرانیها توهین کنن.....اینها حتی عرضه برگزاری یه نماز جماعت رو ندارن .... یه دفعه میبینی وسط صف نماز جماعت، تبدیل به محل رفت و آمد شده و اتصال به هم خورده ....  

 

در تل زینبیه مشغول نماز بودم که زن عربی اومد و اصرار داشت که برو اونور ...حالا چی ....میخواست نوبت صف نایسته و از وسط نرده رد بشه و بره جلو ..من هم مشغول نماز .. نمیذاشت نمازم رو تمام کنم چون جلوم ایستاده بود و نمیشد سجده کنم به زحمت سجده رفتم ایندفعه نذاشت بلند شم از سجده ... چقدر فحش داد بهم... آخرش هم در حال سجده عنایتی کرد و کتکمون زد .... 

 

نه اصلا به ذهنتون نیاد حرم امام رضا و شلوغی و هل دادنها و چادر به کمر بستن و جلو رفتن ..اونجا فقط فشار جمعیته و فشار و هل به سمت جلو ...اما چشمتون روز بد نبینه اینجا تو این حرمها اعراب کتکتون میزنن و فحش میدن و با هیکلهای دیزلی لهت میکنن... وقتی جلوش باشی با دستهاش سر و گردنتونو له میکنه و با ضربه آرنجها هم سمت چپ و راستشو درو میکنه و به راحتی راه باز میکنه ... جاتون خالی جلوی ضریح ارباب ضربه ای به بینی همسنگر بسیجی زدند که برای چند لحظه اون دنیا رفتم و اومدم ..... 

 

اما زائرین لبنانی و هندی و افغانی و پاکستانی و  عمانی و شیعیان عربستانی اصلا اینطور نبودند .... این عراقیها موجودات خشن عجیبی هستند ....وقتی جلوی ضریح نمیتونه دست به ضریح بزنه فوری به کمک 2 آرنج و 10 انگشت دست و ضربه های جسم قوی و با زبان مملو از فحش همه رو درو میکنه و دست به ضریح میکشه  

 

جالبترین نکته اینجاست که فریاد میزنند لبیک یا حسین و الهم صلی علی محمد و آل محد و  یا الله.... و درو میکنند ...انگار آقا دزده بره دزدی و بگه بسم الله خدایا به امید تو .... 

  

 

سامرا  

 

روزی که راهی سامرا بودیم کاروان قبل از ما به مین برخورده بودن و شهادت 3 نفر .... غربت و مظلومیت سامرا آدمو کباب میکنه ....همه جا تخریب شده ....خدایا چه فاجعه ای ....مظلومیت اهل بیت رو اینجا میتونی درک کنی البته کمی از اون مظلومیت رو .... 2 سال پیش که اومدم عتبات، سامرا نرفتیم ... الان هم امنیت نداره  

یه چیزی خیلی آدمو آزار میداد تو سامرا : زنان شیعه فوق العاده بدحجاب و آرایش کرده ...آخه نزدیک بغداده سامرا ... با بلوز شلوارهای تنگ و آرایشهای عربی غلیظ میان زیارت و فقط هنگام ورود به حرم چادر سر میکنن... با اون وضعشون از جلوی این نیروهای امنیتی رد میشن و ..... افتضاح بودن .... 

  

  

کاظمین    

اینجا کمی دلت آروم میگیره چون دو تا گنبد زیبا کار هم میبینی و باصفا....اینجا تعمیر شده و از اون خرابیها خبری نیست.... اینجا فرصتی دست داد و حسابی در کنار ضریح صفا کردیم . 

  

  

بغداد  

 

از سامرا رفتیم به هتلی در بغداد تا شب بمونیم و روز آخر از بغداد راهی کاظمین شدیم.  

جالبترین بخش سفر.....بازهم جاتون خالی ... راننده آشنایی چندانی به بغداد نداشت ...چشمتون روز بد نبینه ... حدود 2 ساعت و نیم طواف کردیم بغداد رو .. همه جای این شهر دربه داغون رو دیدیم ... راننده میرفت و دور باطلی میزد و میخوردیم تو هر دوری به ترافیک و معطلی ....همه جای بغدادو دیدیم ..دیگه اعصاب برای کسی نمونده بود ....چه ها که تو بغداد ندیدیدم ... پایتخت کشور اسلامی شیعه پر بود از مغازه های مشروب فروشی یا به قول آقایون کاروان که میگفتن بچه بچه ها آب شنگولی آب شنگولی !!!!  

سینماهای بغداد ... چشمها را باید بست و ندید تصاویر سردر سینماهای این شهر رو .... تصاویر زنان عرب نمیه عریان که حکایت از محتوای فیلمها داشت....  

مغازه های آب شنگولی و سینماهایی با فیلمهای مستهجن ...آیا جوانان این دیار شیعه سالم باقی خواهند ماند؟ چرا تیشه به ریشه خود میزنند؟ شاید زمانی به خود آمدند که دیدند از درون پوسیده اند .... آیا این مملکت با داشتن 6 امام شیعه و ظرفیت معنوی بالا نمیتواند جلوی چنین مفاسدی را بگیرد؟   

  

  

 

تأسف نوشت : جلوی گنبد حرم ارباب ساختمون زدن که جرء خود حرمه، دیگه گنبد ارباب رو از بین الحرمین نمی بینی، فقط وقتی جلوی حرم حضرت ابوالفضل ع هستی گنبد امام حسین ع دیده میشه اونهم فقط دو سوم گنبد، وسط بین الحرمین که رسیدی دیگه چیزی نمی بینی .. افسوس... عقل کدوم ناقص العقلی این طرح رو داده ...؟! 

 

 

نتیجه نوشت : فکر میکنم مرحوم عبدالباسط بود که گفته بود قرآن در عربستان نازل در مصر قرائت و در ایران عمل شد .... قدر وطنمون و دینمون رو بدونیم ...راست گفت شهید مطهری : خدمات متقابل اسلام و ایران ... اسلام در هیچ جایی به اندازه ایران رشد نکرد .... سرزمین من ایران .... هرجایی غیر از ایران رفتم دیدم عاطفه ایرانی، حرمت ایرانی، ارزشهای ایرانی، دین ایرانی یه چیز دیگه است ..... قدرشو بدونیم که ماحصل خون هزازان هزار شهید و جانفشانی و جانبازی هزاران جانباز و ایثارگره....  

 

 

 آروزنوشت : اللهم ارزقنا توفیق الزیارت الکربلا  

 

 

 

 

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای پست مراجعه کنید.