X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

مرد بزرگی برای یاری ایثارگران برخاست

شنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1391 01:40 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 14 نظر چاپ

 

مرد بزرگی برای یاری ایثارگران برخاست 

  

جانباز احمد فرهنگ نام آشنایی برای جامعه ایثارگری است. بسیاری او را می شناسند. همرزم شهیدان همت، حمید و مهدی باکری، شفیع زاده، خرازی، باقری، چمران، کاظمی، علم الهدی و  لاله های پرپر .... فرزند شهید و برادر 2 شهید است. در خانواده و فامیلش شهدای زیادی تقدیم دین و آب و خاک شده اند.  

احمد فرهنگ جانبازی است که نمیتوان درجه ای برای شدت شیمیایی اش تعیین کرد. تعداد تیر و ترکشهای جسم  پاره پاره اش را هم نمیتوان شمرد. از یک چشم هم نابینا شده و آن را پیش از خود به تماشای قامت زیبای دوستان شهیدش به لاله زارهای بهشت فرستاده است. پای دنیوی را هم شکسته و آن را نیز پیش از خود، به بهشت فرستاده تا در پی دوستان شهیدش دوان باشد. اینک بر روی ویلچری آرام نشسته است.....آرام ....اما چه آرامی که طوفان .... 

 

سالهاست که بزرگترین مسئله زندگیش ادای تکلیف است در برابر دین و دوستان شهیدش و همرزمان جامانده اش، تکلیفی که خود آن را به حق ادا کرده اما به جای ما، شانه هایش را زیر بار این تکلیف سنگین می گیرد....  

جانباز احمد فرهنگ سالهاست که برای ایثارگران میرزمد و لحظه ای قرار ندارد از آلام آنان .... 

او سالهاست که بیش از حد توانش برای حل مشکلات همرزمانش در تلاش است  

 

میدانم که او راضی نیست که تعریفی از او بشود. اما من این را حق خود میدانم. برادر فرهنگ ببخش اما بگذار بگویم که در برابر جسم شکسته ات شرمنده ام اما نه شرمنده ای که کنار بکشد .... آماده رزم امروز برای ایثارگرانم.....

 

بسیاری او را میشناسند ..... 

نام سایبری او جانباز ربذه نشین است ...ربذه نشین ....چه کنایه تلخی ...ایثارگران امروز، ساکن وادی غربت ربذه اند و همجنس ابوذر غفار ی.... 

 

 سالهاست که جامعه ایثارگری از ظلمها و اجحافها و کوتاهی ها رنج می برد و در این میان تلاشهای پراکنده دلسوزین چندان موثر واقع نمی شود ... 

 

سالهاست که میشنویم جانباز درمانده و محتاج و بدون درصد و بادرصد اما نیازمند و چه و چه و چه و چه ...... هزاران جلد کتاب میتوان نوشت و هزاران فیلم ساخت از آلام باقی الشهدا ....از ایثارگران..... 

 

در بوغ و کرنا کردند که آی ...فلان تسهیلات برای خانواده شهدا ....فلان تسهیلات برای خانواده جانباز ...فلان فلان .... اما در عمل؟؟؟؟؟ 

 

به چشم دیدم که جانباز شیمیایی چه دردی میکشید، کپسول اکسیژنش خالی شده بود و پولی نداشت برای شارژ آن .....نتیجه کمیسیون پزشکی بنیاد شهید برای این جانباز : آسم داری !!!!! 

 

مسئله درد این عزیزان مسئله تازه ای نیست ....سالهاست که اینگونه است اما دوره ریاست فعلی بنیاد شاهکاریست بی بدیل ....این را فقط باید از خود جانبازان پرسید....!!!نمایندگان مجلس هم گویا هیچ وظیفه ای در این میان ندارند ....هیچ .....!!!!!! سایرین هم همینطور .....ما مردم عادی روزمره و بی خیال هم همینطور...........

 

آسایشگاهها را که دیده اید...جانبازان آنجا تحت پوششند مثلا!  با آنمهه مشکلات...... وای به روز شیمیایی ها و بی درصدها ... 

 

نیازی نیست تکرار کنیم که چه میکشند این عزیزان که بارها گفته ایم و دغدغه همیشگیمان که تا کی؟ تا کی؟ پرپر شدند در غربت .....چه تعداد مانده اند؟ باقی را دریابیم. در وطنی که برایش شکستند غریبند ....  

 

 

اینک مرد بزرگی به یاری ایثارگران برخاسته است 

 

جانباز احمدفرهنگ مدتها بعد از سپری کردن دوره نقاهت عمل جراحی خطرناکی که احتمال شهادتش زیاد بود اینک برخاسته است...البته جانباز احمد فرهنگ بارها از کما و شهادت به این دنیا بازگشته است چرا که شهیدان بر شانه ها و جسم شکسته همرزم دیرینشان، تکلیف سنگینی گذاشته اند..... بخشی از این بار سنگین را هم ما به دوش بکشیم. 

 

مدتی پیش خبری از خبرگزاری مهر منتشر شد مبنی بر اینکه پدر شهیدی در خانه ای بسیار نامناسب زندگی میکند و در آرزوی داشتن یک حمام خانگی!!!! چند روز بعد از گزارش، این پدر شهید پرکشید به آرامستان پسر شهیدش(http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1571950) 

 

جانباز احمدفرهنگ بعد از این ماجرا عزمش را جدی تر کرد و یاری می طلبد از مدعیان عشاق شهدا و ایثارگران:  

 

از وبلاگش بخوانید : 

 

جانبازربذه نشین : ای شهدا مرا دریابید که دیگر نفس کشیدن برایم بسیار سخت شد! نمیدانم چگونه میشود نفس کشید و زندگی کرد در حالیکه حتی من حقیر جانباز مدیون مقاومت و همراهی پدران و مادران و خانواده خود هستیم که همیشه همراهیمان کردند و ما را برای دفاع ازکیان ایران اسلامی مشوق بودند و رنجها و استرس و اضطرابهای انتظار را به جان خریدند و همچنان پشتوانه ما در جهاد برای دفاع از کیان اسلامی ایران عزیز بودند! حالا چه رسد به اینکه پدران و مادران شهدا که بفرموده پیرمرادمان حضرت امام خمینی (ره) : خانواده معظم شهداء چشم و چراغ این ملتند! چقدرباید فریاد کشید که آی دولت نشینان و مجلس نشینان، وضعیت معاش ایثارگران در خط قرمز قراردارد؟ این پدر شهید می دانید که چقدر دیون عقب افتاده از دولت دارد و شما سالهاست هرروز امروز و فردا می کنید؟ در دیوان عدالت اداری محکوم می شوید و عمل نمی کنید تا امروز پدران و مادران شهدا و جانبازان بسیجی دق مرگ شوند تا شما راحت شوید ؟ ولی  بر گردن ما دینیست که باید برادای آن همت گماریم! حال که می بینیم چنین دردی را که پدرعزیز شهیدی، محتاج یک حمام  و در معاش روزمره زندگی اش گرفتاراست و من حقیر روسیاه هم باید نفس بکشم؟ آیا واقعا مرگ بر چنین زیستنی ارجح نیست؟ فراموشی حماسه سازان تا به کی؟  و به چه قیمتی؟ جامعه اسلامی ما امروزه گرفتار نوعی بت پرستی شده است که کاروان های راهیان نور را به مناطق جنگی میبریم با چه قیمتی که بگذریم و با چه وضعیتی هم که بازهم بگذریم اما درحالیکه شهدای زنده (جانبازان) وخانواده معظم شهدا و رزمندگان و آزادگان(خالقان آن حماسه های ماندگار) را درغربت هزاران مشکل فراموش میکنیم نفس عمل ما نوعی بت پرستی را میرساند! اگر چنین است خراب کنید این مسجد ضرار را ! برادرعزیز من!  حال که سفارش پیر مرادمان امام (ره) فراموش شده و در عمل فراموش شده اند غافله عظیم پیشکسوتان جهاد و شهادت، حقیر بر خود تکلیف میدانم که برای یک حرکت بزرگ خداپسندانه مردمی و جلوگیری از عدم تکرار چنین وضعیت هائی جهادی خداپسندانه همراه با مردم حزب الله با افتتاح شماره حسابی در سراسر کشور برای حمایت مادی و معنوی این جامعه بزرگ ایثارگری که در پیچ و خم زندگی روزمره خویش بفراموشی سپرده شده اند را عهده دار شویم تا دیگر شاهد نباشیم که پدرشهیدی برای یک حمام ومعاش زندگی روزمره خود محتاج نامحرمان نباشد و جانباز اعصاب و روانی با بیست درصد جانبازی  که برای تهیه جهیزیه دخترخود به ریاست جمهوری مراجعه کند و به کمیته امدا امام (ره) معرفی شود! نباشیم !!! برای چند روزی نفس کشیدن و معصیت کردن چقدر باید احمق باشم؟ بگذار حاجی گرینف ها شکم گنده کنند که خدا روزی از آنان حساب خواهد کشید که وعده الهی حق است و عدلش عدل محض!! برای این جهاد بزرگ دست یاری می طلبیم ! حق یارتان باد.  

   

وبلاگ جانباز ربذه نشین(احمد فرهنگ):http://farhangrabaza.persianblog.ir/ 

 

 

 

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای پست مراجعه کنید