X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

۹ دی روز جهانی بصیرت، امتداد مسیر شهدا

جمعه 8 دی‌ماه سال 1391 09:33 ب.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 38 نظر چاپ

 لبیک یا رسول الله  

 

 

السلام علیک ارباب، اباعبدالله 

   

 

 

۹ دی روز جهانی بصیرت   

 

  

 

 

من بسیجیم  من ایرانیم اگر مرا نمی شناسید سری به ۹ دی بزنید 

 

 آمدیم بگوییم  شهدا و خونشان، ایثارگران و ایثارشان را با 9 دی ادامه میدهیم 

 

روزی که همه آمدیم برای فریاد : 

 

لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است 

  

 

 

  

 

لعن علی عدوک یاحسین / خاتمی و کروبی و میرحسین

 

در روز عزا حرمت ارباب شکستند علمدار کجایی.....

 

لعنت بر فتنه گران    

  

لعنت بر اغتشاش گران 

 

لعنت بر سران فتنه  

 

لعنت بر موسوی و رهنورد و کروبی و موسوی خوئینیها و خاتمی و فائزه و مهدی هاشمی ....

 

لعنت بر حامیان فتنه 

 

لعنت بر جنایتکاران در فتنه 

 

لعنت بر هلهله کنندگان روز عاشورا 

 

لعنت بر حامیان آنها 

 

لعنت بر کسانی که آن حرمت شکنی فجیع را انکار میکنند. 

 

لعنت بر کسانی که هنوز دنبال سبزک جلبکند.  

 

لعنت بر کسانی که این موارد را انکار میکنند:

 

برهنه کردن بسیجی و تماشاکردنش و فیلم گرفتن 

 

آنقدر سر بسیجی را به دیوار کوبیدند تا جان داد 

 

آنقدر بر صورتش با سنگ کوبیده بودند که قابل شناسایی نبود 

 

با قمه سر بسیجی را نصف کرده بودند 

 

بسیجی را دزدیدند و شکنجه های دهه 60 منافقین را پیاده کردند:با اتو بدنش را سوزاندند، ناخنهایش را کشیدند، دنده هایش را شکستند 

 

جانباز دفاع مقدس را با 18  ضربه چاقو جانبازتر کردند 

 

ماسک اکسیژن جانباز را کشیدند و با دشنه آش و لاشش کردند 

 

مردم را ار خودروها پیاده و مورد ضرب و شتم قرار دادند 

 

40-50 نفری بر سر یک بسیجی ریختند  

 

چادر از سر زنان کشیدند و آتش زدند

 

زندند رقصیدند جماعت هرزه.... 

 

آن که با امام حسین ع هم دشمن است ...پناه برخدا 

 

لعنت بر کسانی که این فجایع را انکار میکنند  

 

به یاد شهدای گمنام و مظلوم عاشورای 88 

 

به یاد جانبازان عاشورای 88 

 

و لعنت بر دشمنانشان 

 

با شما هستم تمام حامیان فتنه و تمام منکران جنایتهای فتنه گران! من بسیجیم، وجود دارم، هستم، حتی اگر نتوانی تحملم کنی.  

 

حتی یک فیلم و فقط یک فیلم از ادعاهای واهیتان نداشتید که نشان دهید اما فراوان تصاویر فتوشاپی....

 

 

اینجا سرزمین من است ایران عاشورایی. آی منافق و معاند و محارب و فتنه گر و اغتشاشگر و آشوب طلب و حامی اینها ....من بسیجیم اگر عاشورای حسین ع بر سرم بزند طوفانی کنم که درجا گورتان را بکنید.  

 

 

یاحسین یا حسین یاحسین 

  

 -------------------------------------------------  

   

  

 

۱۰ دی سالگرد شهادت امیرحسام ذوالعلی، سرباز مخلص ولایت هست. امیرحسام از مدتها پیش از 10 دی 88 بدلیل فعالیت علیه فتنه شناسایی و تهدید میشد. امیرحسام عاشورای 88 رو دیده بود و پریشان بود و دیگه تحمل موندن نداشت. اینو خانواده اش میگن. 9 دی 88 کفن پوشید و رفت به میدان 9 دی. 10 دی 88 در یک تصادف ساختگی به امام حسین ع پیوست.  

 

امیرحسام از جنس بچه های دفاع مقدس بود گرچه متولد 65 بود اما رد قافله شهدا رو گرفت و رسید بهشون.  

 

10 دی به کما رفت تو بیمارستان. 2بار کوتاه به هوش اومد. بار سوم بهش گفتن به خانواده ات خبر بدیم؟ گفت نه وقت ندارم. 3 بار بلند گفت یاحسین و شهید شد. مادرش باور نمیکرد میگفت امیر من خیلی قویه مگه میشه چیزیش بشه...                     یاحسین 

    

 

خوش به حالت امیرحسام. 

 

کجایند مردان بی ادعا 

 

کجایند مردان غیور  

 

 

امیرحسام انقدر غیرت داشت و انقدر مرد بود که محل کارشو برای همیشه ترک کرد چون میگفت که خامنهای اونجا بدحجابند. 

 

خدایا مردان بزرگ باغیرتم آرزوست  

 

 امیرحسام میدونم تحمل این جامعه رو دیگه نداشتی جامعه ای که اسطوره های اون فوتبالیست و خواننده و بازیگر هستند. با وجود مردانی مثل تو، کسانی اسطوره شدن که دست دادن با نامحرم و هم آغوش نامحرم عکس گرفتن و ... خیلی عادیه براشون.

  

 --------------------------------------------------- 

  

 

 

امروز 10 دی تولد شهید ناصر عبداللهی هست. ناصر رو میشه گفت حر حضرت زهراس. ناصر به عشق حضرت زهرا س شیعه شد و عاقبت هم به جرم شیعه بودن پرکشید یعنی پروندنش(دستهای کثیف وهابیت)    

 

خانواده دوستی ناصر زبانزد بود. 

   

زیبا میخواند:  

 

هوای حوا:  

  

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنه کفش فرار رو ور کشید
آستین همت و بالا زد و رفت
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشه فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود 

 به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامه فردا ها رو تا زد و رفت
دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن 

 خودشو تو مرده ها جا زده و رفت
هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی میگشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود 

 به سرش هوای حوا زد و رفت 

  

 درجاتش متعالی 

 

 

لطفا جهت نظر دادن به سمت بالای پست مراجعه کنید.