X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

مصطفی برگزیده بود، مصطفی احمدی روشن

پنج‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1391 09:48 ب.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 47 نظر چاپ

لبیک یا رسول الله  

 

السلام علیکم یا اهل بیت النبوة  

 

 

 

مصطفی برگزیده بود  

 

مصطفی احمدی روشن  

  

 

بی سبب نیست که نامش را مصطفی گذاشته اند مصطفی یعنی برگزیده 

 

  

 

سعادتی دست داد و  مهمان خانواده مصطفای شهید بودیم، پدر، مادر، همسر و  علیرضای نازنینش.

 

آنچه دریافتم این بود که مصطفی همچون نامش برگزیده بود.  

 

سوزی که در کلام پدرش بود، آهی که در کلمه به کلمه سخنان مادرش بود نشان از بزرگی مردی میداد که خود را لایق شهادت کرده بود. مردی مصطفی نام. مردی که پدرش میگفت آنقدر دوست داشتنی بود که برایش خیلی دعا میکردیم و دعاها مصطفی را عاقبت بخیر کرد ... 

 

عجب معرفتی دارند این خانواده، کم نظیرند.... داغ بزرگی دیده اند اما صبورند و دشمن شکن.  

 

 

 

همسرش خیلی جوان است و تمام امیدش به تربیت علیرضایی که همچون پدر شود. 

 

 

همسر و مادر شهید مصطفی 

 

نگاه علیرضا و زیبایی خاص چهره اش جگر می سوزاند ....  

 

 

مادر شهید مصطفی میگفت: علیرضا بتدریج خودش فهمید که پدرش بازنخواهد گشت رفته به مأموریت خدا ....  

 

مادر میگفت: وقتی آدم خوشحاله چیکار میکنه؟ میخنده شادی میکنه. مصطفی بچه شادی بود خیلی شاد و شوخ طبع اما وقتی خیلی خوشحال بود سینه میزد و روضه اباعبدالله ع میخوند و گریه میکرد.         یاحسین  

 

پدر میگفت خط قرمز مصطفی، ولایت بود و در مورد ولایت کوتاه نمی آمد. 

 

 

 

الله الله الله ............به خدا شهادت مفت نیست مفت نیست مفت نیست.   

 

 

هرچه از مصطفای شهید تعریف کردند شرمنده شدم شرمنده شدم . به خدا شهادت مفت نیست اتفاقی نیست الکی نیست راحت نیست. تهذیب بالا میخواد ایمان بالا میخواد....خودسازی میخواد. شهادت، مصطفی میخواد. شهادت، همسر شهید مصطفی میخواد که یاور شهیدش باشه.   

 

هرآنچه مادر گفت پدر گفت همسر گفت خصوصیاتی بود که در انسانهای معمولی کمیاب است. 

   

همین است که در شب اول خاکسپاریش، مزارش را چون ضریح اباعبدالله ع دیدند و فرد سرطانی آنجا شفا یافت. 

 

همین است که مادر با قطع یقین میگوید مصطفی در کربلاست حتی جسم مصطفی را به کربلا برده اند.   

 

از رنجهای مصطفی و دوستانش گفتند در طرح غنی سازی 20% و اینکه این روش در رادیوداروها کاربرد دارد و خدمت به کل بشریت است. از به خواب رفتن مصطفی و دوستانش سرکارشان میگفتند از شدت خستگی. خستگی ناشی از ساعتها بی خوابی و کار بی وقفه. کار بی وقفه برای اعتلای ایران اسلامی. ایران اسلامی خار چشم دشمنان و خار چشم صهیونیسم. 

 

و همسری صبور بنام فاطمه کاشانی، همسری که در مدت 7 سال زندگی،شاید همچون روزگاران دفاع مقدس باید تنها روزهای زندگی مشترکشان را بشماریم. مصطفی وقف اعتلای ایران بود. 

همسرش از مصطفی میگفت و مهر مصطفی. از مصطفایی که جبران میکرد با تمام وجود، نبودنهایش را .... 

 

ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود رنج دوران برده ایم رنج دوران برده ایم  

 

 

 

مادر می گوید علیرضایی بسازم که اسرائیل را از صحنه روزگار محو کند..... 

 

 

نامت زیباست شهید: مصطفی 

 

  

  

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای پست مراجعه کنید