X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

شهدا ما وصیت نامه هاتونو اجرا میکنیم؟!

دوشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1392 03:00 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 15 نظر چاپ

لبیک یا رسول الله 

 

السلام علیک یا فاطمة الزهرا 

  

  

دوستان عزیز، مادر شهید بهروز صبوری رو تو خبرها دیدید؟ انقدر مهربونه این مادر.... 31 ساله که هر تشییعی رو میره. بعد از جنگ هم با عکس بهروز گمنامش میره تشییع شهدای گمنام. میپرسه شهید 18 ساله بین اینا نیست؟ مال سومار باشه؟ خونه اش که برید مثل پروانه دورتون میچرخه. خونه اش نماز که میخونیم تو جانمازهامون گلاب میریزه. میگه خیلی عزیزید آخه مهمونای بهروزید. غیرممکنه بدون بسته شکلات بذاره از خونه خارج بشید. موقع ورود و خروجمون آب میریزه پیش پامون. ماشاالله سالم و سرحاله. میگه با بهروز عهدی بستم تا روزی که میاد سرپا و سرحال باشم. 

     

 

///////////////////////////

 

باشه دیگه کل وصیت هاتو اجرا می کنم، تو فقط غصه نخور!!!!! 

  

 چقدر نوای شهید گمنام سلام رو دوست دارم. فکر میکنم همه همینطورند. سوز خاصی داره. به دل میشینه عجیب ...

روز شهادت مادرمان حضرت زهرا در میدان شهدای کرج میهمان ۵ شهید گمنام بودیم. مراسم عزاداری به میزبانی لاله های خاموشی که برای بیداریمان آمده اند.... اعلام کردند مادر شهید گمنامی اصرار دارد که یکی از شهدا فرزند شهید مفقودالاثرش می باشد ... شاید باشد .... حس مادری دروغ نمی گوید .... 

 

نوای زیبای "شهید گمنام سلام..." بر معنویت فضا می افزاید ... نوا به اینجا که می رسد :" باشه دیگه کل وصیت هاتو اجرا می کنم، تو فقط غصه نخور" بغضم را می شکافم و می گویم شهدا ما کجا وصیت نامه هاتونو اجرا میکنیم؟ یه ریزه از غیرت شما تو وجود ما هست؟! نیست نیست .... به خدا اگه بود اوضاع اینطوری نبود ...اگه بود شهر ما نبود فاسدترین شهر ایران.... 

 

کرجی ها میدونن... شهدا اگه یه ریزه از غیرت شما رو داشتیم اون صحنه های فجیع رو تو 4 راه طالقانی نمیدییم. عدم پوشش هایی که......  

یعنی انقدر بازدارندگی از بین رفته که یه دختر هرزه جرأت میکنه به راحتی .... 

 

شرمم میشه و نمی تونم بگم که تو 4 راه طالقانی جلوی ساختمون پست چه ها دیدم چه ها دیدیم. کافیه کمی دیروقت بشه...چشم تیزبین اگه داشته باشی ....  

 

خیابون اصلی گوهردشت که دعا میکنم خدا گذر هیچ انسان پاکی رو به اونجا نندازه که دیگه نگو ... به وضوح دخترکان و پسرکانی که وضعیت ظاهرشون نشون میده متعلق به گروههای و فرقه های خاصی هستند دیده میشن.... گوهردشت تو ایران مرکز فرقه های ضاله ای چون از دین برگشتگان و شیطان پرستان و ....هست.  

 

گاهی میگم چرا باید یه جاهایی رو رها کنیم تا بشه جایگاه مختص افراد فاسد؟ باید بریم و ما همه جا باشیم .... میریم با خانواده اما صبر ایوب میخواد دیدن این صحنه ها و فکر کردن... با بار تکلیفی که داری و شهید و شهادت و خون  ..... 

 

تهران خیلی خوبه خیلی خوبه. تو تهران خوب و بد هست. تو تهران آدم حسابی زیاده ... امان از فاسدترین شهر ایران ...

 

شهدا چجوری بگم که امروز ما جرات نمیکنیم از بعضی بوستان ها رد بشیم ...فقط رد بشیم.....پیرمردی میگه دخترم پسرم خجالت کش، برمیگردن میگن تو نگاه نکن.....میگم آی آدما فکر نمیکنید ما داریم می بینیمتون؟! انقدر قبح شکنی؟!  اونوقت ما داریم وصیت نامه اجرا میکنیم؟! حس میکنم ایجا کاباره ای هست روباز. اونوقت تمام اینها جلوی چشم پلیس که جایگاه داره تو پارک اتفاق میفته .... و پلیس به عینه میبینه و بی خیال... باورم نمیشه اینجا سرزمین منه. اینجا سرزمین شهید داده منه. اینجا همون جایی هست که تو مسجدش مادر شهید رضا ابوالحسنی دستهامونو میگیره رو هم میذاره و پیمان می بندیم و دعایی میخونه که میگه شفیع شب اول قبرتونه.  

 

میدان شهدا جایی که همه شهدای کرج از اینجا تشییع شدن، شهید شرع پسند و کلهر و  میررضی و رضا پناهی و ....از زمان جنگ تا الان.  میدان شهدا گرچه جمعیت کم بود مراسم عزاداری خیلی خوب بود فریادهای یازهرا و یاحسینهامون بلند بود .... میگم شهدا، خدا به همین فریادهاست که بهمون رحم میکنه. به همین فریادهاست که عذاب نازل نمیشه ..... 

 

مراسم تموم میشه. شهدا رو زود میبرن میگن بعدازظهر تو 4 باغ حصارک تشییع و تدفین میشن .... دنبال ماشین شهدا میدویم.... میگم غریب مادر تنهامون نذارید .... شهدا تورخدا تنهامون نذارید پوسیدیم تو فساد شهر ...دنبال ماشین شهدا میدوم و ...انقدر از چشمم دور میشه و میره .....من میمونم و اشک و آه و باز این شهر پرگناه.  

کمی اینطرف تر چندتا دختر با وضعیت افتضاح .... یه زن شجاعی بهشون خیلی آروم و نرم میگه: یه روز فقط یه روز به حرمت حضرت زهرا به خاطر شهدا تحمل میکردید و آرایش نمی کردید ...روز محشر به خدا حضرت زهرا جلوتونو میگیره. پا رو خون شهدا گذاشتید ... با وقاحت تمام میگن به تو مربوط نیست خوب کاری میکنیم دلمون میخواد  شما به خاطر ناهارش اومدید.... حمایت میکنم از این بانو اما همین جماعت مذهبی خودمون این بانو رو منع میکنن و میگن چیکار داری به اینا!!!!  

چقدر مردمان آخرزمان عجیبند شهدا.... غیرت که به خرج نمیدن غیرت دیگری رو هم مانع میشن .... میگم مردم سکوت شما باعث میشه اینهمه منکر ببینیم. بی غیرتی و بی حیایی عادی شده براتون. به وظیفتون آشنا نیستید چرا نمیذارید اونی که آشناست کاری بکنه.... 

 

یادم میفته همه بهانه میکنن که چون اثر نداره امر معروف و نهی منکر از وجوب میفته!!! یا اینکه فکر میکنن این فریضه فقط به معنی هدایته!!!! یادم میفته که شعارهای ولایت پذیریمون هم یه پوسته است.... اگه ولایت پذیریم آقا فرمودن بگید اثر داره عیبی نداره 2 تا ناسزا هم در راه دین بشنوید!         اما جماعت مصلحت اندیش عاقل آخر زمان رو چکار به حرفهای ولایت شعارش را بدهند کافیست!!! 

   

یادم میفته علامه مجتهدی تهرانی میگفت باید به هر شکلی شده به منکر واکنش نشون بدید حتی شده با یک اخم و تغییر حالت صورت...

 

یادم میفته حضرت علی ع فرمودند: اگر امر معروف و نهی منکر نکنید بدهای قوم شما بر شما مسلط میشوند آنگاه هرچه دعا کنید مستجاب نمیشود. 

 

مگه شاخ و دم داره مسلط شدن این جماعت برما؟!  شدن دیگه

 

 

یادم میفته چند سال پیش فکر میکردم نکنه یه زمانی بشه بگیم لباس الزامیست!!! شد...  

 

جوراب بلند پوشیده به جای شلوار با مانتوی در حد تی شرت. اشتباه نشه جوراب شلواری نه بلکه جوراب. اون مانتوی کوتاه با راه رفتن کنارتر هم میرفت و انتهای جورابش فاصله چندانی با اتمام رانها نداشت که معلوم بود. اونوقت شوهر بیغیرتش هم کنارش. نمیتونم سکوت کنم می ایستم دستمو میذارم رو انتهای جورابش میگم ببین تا کجا پاهات بیرونه!!! کم مونده ....  

خدایا چه عذابی میکشم! باورم نمیشه اینجا سرزمین شهید داده منه. باورم نمیشه هنوز تو این مملکت شهید میارن. باورم نمیشه این مملکت هنوز برای عزتش شهید میده. باورم نمیشه بچه های یگان صابرین(شهدای شهریور 90 در مواجهه با جدایی طلبان پژاک کردستان) هنوز برای عزت و اقتدار این مملکت دارن شهید میشن. باورم نمیشه هنوز جانباز داره با خس خس اینجا نفس میکشه ....    

 

روزی چندبار تو خیابون باید بگم عزیزم خواهرم دخترم روسریت افتاده...   با سر برهنه، بی خیال.... 

  

 

میگن قبل انقلاب، مشخصه زنان خراب، رژ قرمز بود و آرایش غلیظ. هنوز هم تو دنیا زنان روسپی اینگونه اند. وای بر ما وای بر ما وای بر ما که دختران و زنانمون بدتر از روسپیهای اوکراینی و روسی و ... خودشون رو دلقک میکنند.  

 

یادم میفته اون خانم خبرنگار اروپایی که با دیدن اینهمه مظاهر جذابیتهای جنسی زنان ایرانی در سطح تهران با تعجب گفته بود: شما اینهمه روسپی دارید؟! اینهمه زن خراب دارید؟!  

وای درد تا کجا؟! این جماعتی که خودشون پایبندیهای اخلاقی ندارن از روسپیها منتفرند اونوقت بیان و در مورد ما اینطوری قضاوت کنن؟! وای برما  

 

یادم میفته ارودی راهیان نور زمان دانشجوییم سالها پیش....گفتیم مارو ببرید ساحل اروند خرمشهر تا لاشه کشتیها رو ببینیم. یه تابلویی بود اونجا نوشته بود پوشش مانتو در این مکان الزامیست. روحانی همراهمون گفت: ببینید کی بهتون گفتم اگه دست رو دست بذاریم چند سال دیگه باید بگیم پوشیدن لباس الزامیست! 

 

بله دست رو دست گذاشتیم. کاباره ها رو تو خیابون و پارک هم بدون هیچ محدودیتی دیدیم!!! 

 

باشه جماعت، مسئولین دست رو دست بذارید تا فردا دیگه هیچ حرمتی برای پاکی و حیا نباشه...  

  

اگر امروز آقای ده نمکی، مرد غیور جبهه ها، تو فیلمش صاف و پوست کنده و صریح نشون میده که اون چیزهایی که تو ذهنمون هم شرممون میشد تصورش کنیم در جامعه به راحتی اتفاق میفته، یعنی بگیر عمق فاجعه تا کجاست ....  

 

سیاه نمایی نمیکنم یک هزارم از واقعیتهایی رو که دیدم و میدونم گفتم.   

 

 

مادر شهید صبوری به جای خودم و خیلیها شرمندم. خدا نکنه اون چیزهایی رو که ما می بینیم ببینی. وقتی بی حیایی ها رو میبینی و دلت خون میشه من به جای خودم و خیلیها شرمندم. آخه بعضیها نمیفهمند که شرمنده اند من به جای اونها هم شرمنده ام. 

  

باشه دیگه کل وصیت هاتو اجرا می کنم، تو فقط غصه نخور!!!!!  آیا؟!!! 

 

آیا؟!!!   

 

 

لطفاً جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید