X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

امید عباسی از آتش به بهشت

دوشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1392 03:24 ب.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 10 نظر چاپ

 لبیک یا رسول الله 

 

بسم رب الشهدا 

 

 

شهید امید عباسی ثابت کرد مرام شهدا ساری و جاریست....  

 

 

 

در هیاهوی ماده و  سنگ و سیمان و مشغله ها .... در زمانه ای که گرفتاری و مشکلات، ذکر و ورد زبان عده کثیری شده برای رهایی از هر نوع انسانیت و ایثاری، نه نه نه ایثار نه بلکه برای رهایی و شانه خالی کردن از اولیه ترین اصول انسانی، مردی شعله های آتش را برگزید برای ثابت کردن اینکه انسانیت زنده است، مرام شهدا ساری و جاریست...   

 

کار هر مرد نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن .....

کار هر مرد نیست آتش و حرارت و سوختن و گذشتن ... کار هر مرد نیست گذشتن از زندگی که چندین نفر انتظارش را می کشند؛ همسر و فرزند و پدر و مادر و ....   

 

شهید امید عباسی  چه شد که چون شهدا در اوج جوانی گذشتی؟ سوختن؟ حرارت شعله های آتش که فلزات را آب کرده؟    

 

 

 

چه شد؟ چه شد؟ چه شد که چون امروزی ها در زندگی و لذتهای آن یا نه به تعبیر سیاه نمایی خیلی ها در مشکلات آن غرق نشدی؟    

تو مشکل نداشتی؟ گرانی شامل حالت نشده بود؟ یا همسرت و پدر و مادرت منتظرت نبودند؟   

 

 

 

ذخیره های اخلاقی این جامعه که چندین سالیست بالقوه مانده، گاه باید با چنین ایثارهایی بالفعل شود...   

 

میدانی برادر یاد جانباز خانم آمنه وهاب زاده افتادم که در حین امداد رسانی به مجروحین شیمیایی جنگ، ماسکش را به دهان مجروحی بست و امروز خودش به سختی و زیر اکسیژن منتظر دیدن صحنه ای شبیه ایثار خودش است...   

 

شهید امید عباسی امتداد دفاع مقدس و ایثار شهداست ....  

برادر میهمانیت در محفل شهدا مبارک ....   

 

گفتند قبلاً در مأموریتی، از ناحیه دست هم آسیب دیده بودی...     

 

باز ساده انگارانه برخی پنداشتند که تصمیم آنی گرفتی... نه .... لازمه ایثار در چنان لحظه های دشواری، خودساختگی در طول زندگیست، کسی که دیگران را بر خود ترجیح می دهد باید هم چنین کند.... اما آنها که به خاطر خود همه چیز را فدا می کنند ....!!!!    

 

در روزهایی که کمتر احساس می کنیم انسانیم .... در روزهایی که جز فساد و دروغ و دغل و بی اخلاقی چیزی نمی بینیم ثابتمان کردی که در سرزمینی مقدس زندگی می کنیم ... سرزمینی که بندبندش بر خون شهید بنا شده ....  

  

 

خیلی ها از یک اسکناس هزار تومانی برای کمک به نیازمندی نمی گذرند ...چه رسد به بذل جان، به آتش .... ؟! پیشکششان، خیانت نکنند سپاسگزارشان هم هستیم.   

 

یکی به خاطر دیگران حرارت آتش را می خرد ... یکی به خاطر خود تمام ملت را فدا می کند و  وطن به دشمن می فروشد، 

یکی فقط و فقط خودش را می بیند و فرزند خودش و رفاه فرزندش را به هر قیمتی. یکی به خاطر خود بازار سیاه اقتصادی راه می اندازد، یکی به خاطر دیگران از جان می گذرد، یکی برای خدا و برای نجات انسانها آتش را برمی گزیند، یکی برای هوس های بی اززش خود خیابانها را بر میگزیند برای جولان وجود بزک کرده اش تا بیمار کند دل ها را تا از بین برود تمام ارزش ها چون جامعه ای که در آن حریم ها از بین برود، ایثاری اتفاق نمی افتد ...ایثار ریشه در غیرت دارد....   

 

آنکه در خیابانها به صید ایمانها مشغولی و جز آراستن وجودت و نمایش جسمت چیزی نمیدانی، از خدا چه می خواهی؟ در برابر خدا با وجود امید عباسی چیزی برای عرضه داری؟ آنکه امنیت و روزی مردم را نشانه می روی با توام کاسب گرانفروش محتکر فرصت طلب، در برابر خدا با وجود امید عباسی چیزی برای عرضه داری؟ من که ندارم وای بر تو .....من نمیدانم با شعله های گدازان آتش چگونه رفتار خواهم کرد؟! نمیدانم..... همین دانم که با وجود امید عباسی خدایا چیزی ندارم  .... وای بر تو که بی حیایی و بیغیرتی، تکرار تکراریهاست در هر روز زندگیت.       

 

 

 

برادر، برادر فهمیدیم که حواسمان باشد در سرزمین مقدس شهدا زندگی میکنیم ... تکلیفمان سنگین است....     

   

برادر میهمانیت در محفل شهدا مبارک ....   

 

  

(دوستان عزیز عذرخواهی بنده را پذیرا باشید، بدلیل مشغله فراوان فرصت سرزدن به خانه مجازی شما را ندارم)

لطفاٌ جهت نظر دادن به قسمت بالای مطلب مراجعه کنید