X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

دکتر مسعود آذرنوش،استاد همچون پدر

یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1389 02:43 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 39 نظر چاپ

دکتر مسعود آذرنوش،استاد همچون پدر 

 

   

 متولد 5 فروردین 1324 کرمانشاه و وفات 7 آذر 1387 تهران 

بر اثر سکته قلبی در هنگام کاوش در تپه هگمتانه

 

باز 7 آذر رسید و داغ دلم تازه شد.استاد چرا غمت برایم عادی نمیشود؟چرا هر بار که به عکست که زینت بخش اتاقم است نگاه میکنم  اشک امانم نمی دهد؟ 

 

دکتر مسعود آذرنوش از چهره های مطرح باستان شناسی در سطح بین المللی و از کم نظیرترین چهره های علمی ایران زمین. 

 

استاد من در همایشهای بین المللی به زبان شرکت کنندگان به سوالاتشان پاسخ می داد. مسلط به انگلیسی و فرانسه و آلمانی و  یونانی و آشنا به زبان روسی و فارسی باستان بود. 

   

   

هرگز تصور نمیکردم که روزی برسد و بدون حضور  شما از رساله ام دفاع کنم. چه تاریک شبی بود آن شب 5 شنبه : 7 آذر 1387،قطعاً تصمیم گرفته بودم تا با شما پایان نامه بگیرم و شنبه با شما صحبت کنم... در همین اثناء....گوشی زنگ خورد : استاد آذرنوش به رحمت خدا رفت... من شکستم .من شکستم.من شکستم.  

 

 

 استاد همچون پدر! چه عاشقانه سر کلاستان می آمدیم برعکس استاد ؟؟؟ که پدرمان را درآورد و هرچه شما عدالت داشتید او ناعدالتی داشت و هرچه شما سرشار از احترام بودید او  به ما بی احترامی می کرد،هرچه از حضور شما لذت بردیم ایشان جبران نموده و زندگی را برایمان چون دوزخ کرد... ثانیه ها را میشمردیم تا آن کلاس دوزخی تمام شود که در برابر پروژکتور می نشستیم و فقط چند نقش برجسته میدیدم و یک صدای مهیبی می گفت تحلیل کن و هرچه می گفتیم مسخره می کرد..... اما کلاس شما استاد مملو از انضباط و ...اینکه از شما علم آموختیم بخصوص من که از دنیای علوم اجتماعی و برنامه ریزی شهری به دنیای زیبای باستان شناسی آمده بودم چقدر از شما آموختم..... علم آموختم همراه با انضباط و تعهد و تعهد و تعهد ..... 

 

 

استاد همچون پدر! یادتان هست که سر کلاس از ما قول گرفتید که اسراف نکنیم و آب کم مصرف کنیم حتی روشی برای شستن ظرفها یادمان دادید. شما انقلابی نبودید اما حرفتان آویزه گوشم است: بچه ها ما هر مشکلی هم که داشته باشیم به خودمون مربوطه و شما باید در برابر دشمنان از کشورتان دفاع کنید. 

  

استاد همچون پدر! یادتان هست که می گفتید که دوره شکوهمند اشکانی خیلی مظلوم واقع شده اما شما باید تلاش کنید و سایتهای اشکانی رو کشف کنید و روح من از مزارم میاد بیرون و شمارو تماشا میکنه که دارید افتخارات رو  حفاری می کنید. 

 

استاد همچون پدر! در اولین جلسه بعد از عید پرسیدید بچه ها کجا رفتید؟ من فوری گفتم :زیارت جبهه های جنوب و شما گفتید احسنت کجاها می برن و من گفتم: شلمچه،طلائیه،اروندکنار،فکه،دهلاویه،دوکوهه،پادگان حمید و .... وشما گفتید چقدر عالی که فراموش نشه اون روزها و اون انسانها و اون افتخارات. 

 

استاد همچون پدر! شما باستان شناسی مارو علمی کردید و برای میراث فرهنگی خط و خطوط علمی تعریف کردید.  

 

استاد قرار بود شهر  بیشابور رو حفاری کنید...حیف و صد حیف..... 

 

استاد همچون پدر! با اشکهام میگم بهتون که شما مرجع من در این علم بودید و همیشه به حرفهای شما استناد می کردم...اما بعد از شما دیگه راجع به نظریات و حفریات جدید دیگه به کی استناد کنم؟ حرفهاتون رو دربست قبول داشتم ،شما ثابت کردید که تپه هگمتانه سایت اشکانی است نه مادی اما بعد از شما دوباره زمزمه های دیگر جان گرفت،شما ثابت کردید که برخی گوردخمه های نقش برجسته دار کرمانشاه اشکانی است نه مادی.ثابت کردید که معبد آناهیتا ساسانی است نه اشکانی. 

استاد چون شما گفته بودید که آب گیری سد سیوند خطرناک نیست؛من میپذیرم.  

 

 

دکتر مسعود آذرنوش یک میهن پرست واقعی.استاد به تمام دوران میهنش افتخار می کرد نه مثل عده ای بیسواد که یا فقط قبل اسلام را می خواهند یا فقط بعد اسلام را. 

 

استاد یه بار سرکلاس به شدت عصبانی شدید و توپیدید به ما که چرا دنبال علم و دانش نمیریم ؟چرا ایرانی که چند برابر اروپایی هوش و استعداد داره از اون عقبتره؟و ... 

استاد همچون پدر! چقدر از نامردیها در رنج بودید که به قول دکتر زاهد : آذرنوش سخت زیست چون انسانهای بزرگ زیاد میفهمند و سخت زندگی می کنند. 

 

استاد همچون پدر! یادتونه چقدر از فرهنگ اصیلمان صحبت میکردید و از آشپزخانه اوپن ایراد میگرفتید که مغایر فرهنگ اسلامی ایرانی است و ... 

 

استاد همچون پدر! زندگی راحت در غرب را رها کردید حتی به قیمت جدایی از خانواده تان که اروپایی بودند به عشق ایران.... ایران...........(همسر استاد اتریشی و فرزندانش بنامهای فرهنگ و شیرین متولد ایران اما بزرگ شده فرانسه بودند.)   

 

استاد همچون پدر! عادتم شده که همیشه آمدن سرمزار شما را با عطر شهیدان توأم کنم: مزارتان پشت گلزار شهداست ،به شهدای میهنمان سپرده ام که هوایتان را داشته باشند. 

 

استاد همچون پدر! انضباط و وقت شناسی شما که زبانزد بود را الگو قرار داده ام. 

 

برعکس گفته های بعضیها!! که استاد را بواسطه نمره های کمی که می گرفتند تخطئه می کردند اما استاد سرش میرفت عدالتش نمی رفت و به این دلیل در قلبم ماندگار است. 

 

آنچه از باستان شناسی آموختم از شما آموختم.استاد همچون پدر! یادم نرفته که قول داده ام راهتان را عاشقانه ادامه دهم هرچند که در جو آلوده به حسادت و زیراب زنی باستان شناسی غریب می نمایم... اما من در تلاشم.... 

 

ایرانی بمانم همراه با علم و تعهد و دشمن شناسی و فرهنگ دوستی میهنم و اینکه انسان باشم و به تمام ارزشهای دینم و میهنم پایبند باشم :این است آنچه استاد آذرنوش می خواست.

 

  

{ این هم دل نوشته دوست عزیزم خانم نسرین رضابیگی که در مراسم خاکسپاری استاد قرائت شد و با بند بندش سوختیم: 

 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد/در دام مانده باشد صیاد رفته باشد 

 

آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله /در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد 

 

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد/شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد 

 

از آه دردناکی سازم خبر دلت را /وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد 

 

پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا/مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد 

 

خبر آنقدر غیر منتظره بود که همه را در حیرت و شگفتی فرو برد.هرکس که یکبار او را دیده بود هیچگاه نمی توانست یک لحظه تصور کند که این گامهای تند و مصمم و عاشق روزی از حرکت باز ایستد.وای بر ما! وای بر ما که یگانه گوهر باستان شناسی ایران و جهان در دوران ما و در کنار ما بود و خواب غفلت مارا ربوده بود.چه خیال باطلی! شاید فکر می کردیم همیشه او را داریم ،رویای شیرینی که دیگر پایان پذیرفته بود و بیدار شدنی بیهوده  با کابوسی تلخ! چشمانی که چه دیر باز شد! چرا که هرچه گشت او را به خود ندید،تنهاترین باستان شناس روزگار،عاشقی که با نیروی عشق به ایران ،عشق به فرهنگ و تمدن و عشق به انسانها می سوخت و آب میشد تا شعله وجودش ظلمانی ترین و تاریک ترین شبهای تاریخ ایران باستان را روشن کند. 

آری دکتر مسعود آذرنوش،آذر جاودانه علم باستان شناسی، آسمان را به جای زمین برای درخشیدن انتخاب کرد تا تنهاترین چیزی که برایش باقی مانده بود یعنی حیات فانی و جسم خاکی اش را نیز تقدیم خاک ایران زمین کند.} 

 

  

استاد همچون پدر ! در باورم جاودانه ای. 

 

 

استاد من در قطعه نام آوران بهشت زهرا آرمیده است به انتظار محشر. 

 

بر مزارش نوشته اند :  

 

فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه 

اما یگانه بود و هیچ کم نداشت 

خدایش بیامرزاد و او را بهشت برین بهر باد 

استاد فرهیخته،پژوهشگر و باستان شناس : دکتر مسعود آذرنوش

 

  

استاد قرارمون فردا سر مزارتون: 7 آذر  با یاد شهیدان میهنم که در نزدیکی شما هستند.روحت قرین آلاله های وطنم: شهیدان 

 

لطفاً فاتحه و صلوات..... 

 

 

 

لطفا برای کامنت گذاشتن به بالای پست مراجعه کنید