X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

استاد شهیدم؛ جانباز شهید، عارف عظیم، دکتر محمود رفیعی، بازخواهی گشت در صبح ظهور میدانم. تا طلوع موعود... کجایی سبزترین رزمنده دنیا؟

لعنت خدا بر بنیادضدشهید بی آبرو...

یکشنبه 13 آذر‌ماه سال 1390 11:55 ق.ظ نویسنده: همسنگر بسیجی نظرات: 17 نظر چاپ

 

بچه ام داره از دست میره! نهاد متولی امور جانبازان نمیخواد مشکلات جانبازان رسانه ای بشه..............!!!!!!!!!!!!

 

  

به گزارش فردانیوز: "بنیاد شهید و امور ایثارگران" سازمانی که هر از چند گاهی خانواده ای با تحصن در مقابل آن خواهان احقاق حقوق مسلم خود هستند. امروز نیز همانند دیگر دفعات خانواده ای 6 نفره در مقابل سازمان نشسته بوند، "صفدر قلعه" پدر خانواده است، درد از چهره اش هویداست، پسر بزرگ که بیش از 15 سال ندارد سرش را پایین انداخته و گویی از سنگینی نگاه رهگذران ذره ذره آب می شود، گویی هرگز گمان نمی کرد با 25 درصد جانبازی پدر، سرانجام پناه به دیوارهای بیرونی سرد سازمان برد.

مادر هم از او کمی ندارد، نگاه اشک آلودش را به ما می دوزد و می گوید که رماتیسم دارد، خسته است، خسته از بی توجهی مسئولانی که از صبح تا به حال حتی گوشه چشمی هم به آنها نکرده اند. دیگر چاره ای ندارند، کمر پدر زیر بار قرض 70 میلیونی درمان مادر و فرزندان خمیده شده، به روزهای پر هیاهوی جبهه و جنگ می رود، روزهایی که نه برای بالا رفتن مزایا که برای ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی جان خود را به خطر می انداخت.

 

 

5 سال، برای خودش عمری است، عمری که در خاک و خون غلطید تا ما امروز... راستی ما، همین مایی که او را با بدن پر از ترکش به باد فراموشی سپرده ایم...


مدارک بیماری همسر و فرزندانش را نشانم می دهد، می گوید که من گدا نیستم، آن روز برای خدا رفتم اما حال دیگر نمی توانم. به بچه ها اشاره می کند و می گوید چه جوابی به اینها بدهم؟ دست روی شانه کوچکترین دختر می گذارد و قسم می خورد که تا یک ساعت دیگر او را در خیابان می کشد. حرفش تمام نشده که اشک های بی صدا به شیون تبدیل می شود، می گوید که "حسین ت..." حلال مشکلاتش است،  معاونی که احتمالا برای حل مشکلات جانبازان در جلسه است...

 

بنیاد شهید 3 میلیون وام می دهد، به شرط داشتن چند ضامن رسمی، دیگر صدایش را به خوبی نمی شنوم. می گذارم که اشک هایش روانه شود. خوب که آرام می شود می گوید اگر ضامن داشتم که کارم به اینجاها نمی کشید.
  

می گوید سال 62 جانباز بودم، آن روز برای همین مردم رفتم، امروز چون پارتی ندارم کارم پیش نمی رود، زنم در منازل دیگران کار می کند تا کمک خرجی برایمان باشد. به دنیا بگویید که من کجایم و چه می کشم.    

 

 

به گناه دفاع از دین؟ دفاع از ما؟دفاع از وطن؟به کدامین گناه تاوان پس میدهی؟


 

خجالت می کشم، از داشتن برخی مسئولانی که تنها به اسم مسئول هستند.
 


 باید سپاسگذار این رشادت‌ها و پایمردی‌ها باشیم و خود را پاسدار فرهنگ ایثار و شهادت بدانیم. اگر امروز در جهان سربلند هستیم و با عزت در میان مردم جهان به عنوان مردمان با افتخار و با عزت زندگی می‌کنیم به خاطر رشادت‌ها و جانفشانی‌های افرادی است که با اهدای جان خود و با مجاهدت در راه خدا در مقابل همه پلیدی‌ها ایستادگی کردند.
 

آقای زریبافان! این جملات برایتان آشنا نیست؟ صفدر قلعه یکی از همان جانفشان هاست، گرچه هستند صفدرهایی که روزها پشت در ساختمان شما می نشینند و در آخر با وعده هایی غیر واقعی روانه کوچه ها و خیابان ها می شوند.

 

آروز کردم که ای کاش هیچ وقت گذرم به این خیابان و مشاهده حال این روزهای جانبازان نمی افتاد، اما من چرا؟ من که به رسالت خود عمل کردم، آن مسئول حراستی که مانع از ادامه گفتگوی من و صفدر شد باید سرافکنده شود. همان کسی که گفت: "بنیاد شهید یک خانواده است، در کار این خانواده دخالت نکنید"؛ همان خانواده ای که کوچکترین عضو خود را رها کرد و...  

 

دوباره به سراغ صفدر می روم، تعداد زیادی از نیروهای بنیاد شهید بیرون می آیند و می گویند ما رئیس حراست هستیم، خواستند ضبط صوت را بگیرند، بفرمایید داخل حراست، پیاده رو هم جزئی از مجموعه ماست، درگیری ها بالا می گیرد، بایستید تا پلیس بیاید و...

 


پس از توهین های بی شمار حراست بنیاد شهید، به محل کار خود باز می گردم، تازه متوجه می شوم که چرا هیچ خبرنگاری به سراغ متحصنین اطراف بنیاد شهید نمی رود، تازه می فهمم که چرا مشکلات جانبازان به گوش هیچ مسئولی نمی رسد، آقایان رئیس! آقای زریبافان! به حرمت خون شهدا کمی از تعداد جلسات خود بکاهید صفدرها منتظر شما هستند.صفدر تهدید شد به اینکه با رسانه ها گفتگو نکن، در آخر کارت پیش ما گیر است، او هم دیگر هیچ نگفت، شنیدم کسی آن طرف تر می گوید:خانم خبرنگار! از دادگاه حکم داشتم و دستم به جایی بند نشد.

 


فردا:  فایل صوتی مصاحبه با این جانباز و خانواده اش و مکالمات انجام شده با حراست بنیاد شهید در اختیار سایت فردا است و در صورت لزوم منتشر خواهد شد.

 

  

منبع://www.fardanews.com/fa/news/173931

 

 

 

 

همسنگر بسیجی نوشت:  

 

بخوره تو سرتون اون جلساتتون. چیکار میکنید تو اون جلسات؟  

اوضاع بنیاد که از اول افتضاح بود اما روی هرچی نامرد رو این زریبافان سفید کرد... دیگه بماند درصدهایی که این روزها از جانبازان کم میکنند...بماند که حقوق بعضیها رو قطع کردن ..بماند که تنها مستمری پدر تنهای شهید قطع شده ....  

بماند از تهمتهایی که میزنن ...اونایی که برای خودشون جانبازی رد کردن امروز نشستن پشت میزهاشون و به ریش ما میخندن و جانبازان واقعی رو زیر سوال میبرن و کلی قانون و مصوبه رد میکنن تا جانباز گیر کنه و اثبات کنن که جانباز نیست ...لعنت خدا بر خائنین به اشخاصی که به شهادت روایات،بعد از اصحاب سیدالشهدا، برترین انسانها هستند حتی از یاران امام زمان هم بالاتر.... 

لعنت خدا بر خائنین بخصوص زریبافان در این ایام ماتم حسین ع 

زیر بیرق و پرچم و پارچه عزای امام حسین چه اجحافها ..... 

زریبافان بی درد جلوی دوربینها از سخنان حضرت ماه یادداشت برمیدارد .در حالی که دل حضرت ماه از امثال او خون است .یادداشت هم نیست ها چون لیاقت حضور در محضر آقا رو نداره و توفیق اجباری بوده و چون از جنس اون محضر نیست حوصلش سر میره و خط خطی میکنه و سیرت خودشو نقاشی میکنه فکر میکنم آخرش گودزیلا از آب درمیاد ..سیرتشه ... ببخشید توهین نشه به گودزیلا  ... 

  

 

 

صریح و شفاف با سجاد شاکری نوشت:  

 

کجایی جناب سجادخان شاکری که به اسم زریبافان قسم بخوری و سعی در تلطیف چهره کریه اون بکنی؟ بگو به من تهمت میزنن!!! کسی که مجیز زریبافان رو بگه کیه ؟ بگو تهمت میزنن...... تحصن برگزار کردن در اعتراض به بدحجابی کار ارزشمند اما شاقی نیست. رحمت خدا بر اون بازیگری که چهره پشت پرده نداره و ظاهر و باطن یکیه ... اون بازیگر بدحجاب می ارزه به هزارتا زریبافان که در لباس دوست، گرگند و مترصد فرصتی برای خیانت به ایثارگران... از دوستان مشائی انتظاری بیش از این نمیره.... اگر زریبافان آدم درستی بود خیلی پیش از اینها فرقه ضاله مشائیه لقمه چپش کرده بودن .....همونطور که لواسانی و رحماندوست و دکتر خاطری رو ازدایره بنیاد بیرون کردن.... 

هرکی از زریبافان دفاع کنه ؟؟؟؟؟.......... 

از عدالتها و بی عدالتیهای  پیدا و ناپیدا پرده برداشتن کار مرده... از نامردها دفاع کردن معنیش چیه؟ ... اگر یه کدوم از ماها میخواستیم تو گلزار یه برنامه معمولی اجرا کنیم بازداشتمون میکردن و کارمون به ناکجاآبادها می رسید اما شما پشتوانه ات به بنیاد گرمه ... در سایه این پشت گرمی کاری بهت ندارن آخه لازم هم هستید چون خوب دارید دیو بنیاد رو فرشته نشون میدید ... 

یه پرچم اسرائیل کشیدن جلوی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران با چه بلواهایی روبرو شد ....ما بچه بسیجی ها غریبیم ...مگر اینکه بخوایم مجیزگو باشیم یعنی پا رو یه سری مسائل بذاریم ... در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب اللهی ها .....عجب حرفی زدی شهیدآوینی...  

راستی آقای سجاد شاکری دیروز کجا تشریف داشتید تا گزارش تهیه کنید و تو سایت حیات کار کنید اون رو؟ اینجور مواقع همه شماها از کرامت طی الارضیتون استفاده میکنید و غیب میشید در عوالم عرفانی ، آخه شماها همش دارید کار فرهنگی میکنید ... خیلی اگر بهتون گیر بدن میگید دروغ میگفت جانباز نبود.....

بله .....؟؟؟؟؟ شرط نیست نهروان در پیش است ....  

به بدحجابی همه اعتراض دارن اما این عمار که آگاه کنه جامعه رو که به خدا ارث ملت رو به جانباز بدبخت ندادن... بدبخت ترینها اینا هستن اما طوری تبلیغ شده که انگار بخش عمده درآمد نفت به جیب اینا میره ...کاش میرفت حقشون بود اما .....

   

 

لطفا جهت نظر دادن به قسمت بالای پست مراجعه کنید.